جلسه ۶
9یکی آمده بود پیش ما میگفت مادر زن من یک زمین دارد و دو تا دختر دارد که میخواهد جهیزیه بگیرد. یا باید این زمین را بفروشد مکه برود یا برای دو تا دخترش جهیزیه بگیرد، چه کار بکند؟ گفتم: مکه واجب نیست باید برای دخترهایش جهیزیه بگیرد. بعد نمیدانم یکی دیگر رفته بود پیش یک بنده خدای دیگری، حالا اسم نمیبرم، گفته بوده نه، مکه برود، خدا بزرگ است. غلط میکنی تو فتوی میدهی! خدا بزرگ است چی چیه؟ بابا مسأله، مسألۀ وجوب و حرمت است، این مزخرفات چیست؟ حالا طرف چه کسی است؟ طرف کسی است که عروه نمیفهمد! یعنی عروه را اگر بگذارند جلویش نمیفهمد! اگر فهمید من از او تقلید میکنم! اگر یک فرع عروه را این آمد بدون غلط برای من معنا کرد من از او تقلید میکنم! بَه بَه بَه! دین شیخ طوسی و شیخ مفید و شیخ مرتضی چی چی شد؟ برود مکه خدا بزرگ است!
امروز هم بحث بعدی با عرض معذرت تعطیل، چون انشاء اللَه عصری عازم هستم، کارهایی بود که نتوانستم انجام بدهم، نامههایی بود که باید بنویسم و آنها را انجام بدهم، ضروری بود نرسیدم، شما دعا کنید که انشاء اللَه این گرفتاریها به کلی از بین برود، یک ذهن فارغی پیدا بکنیم. انشاء اللَه برای روز یکشنبه.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

