جلسه ۶
7جواب: بله.
سؤال: ...کل تاریخ را ذره ذره کرده اند. قرائن حالیه و...
جواب: بله آقا! تاریخ یعنی همین دیگر، تاریخ یعنی همین، فقه یعنی همین، فقه یعنی فهم عرفی، فقه یعنی آن قرائن و شواهدی که در هنگام نزول شرع و یا در استمرار و بقاء آن شرع، مورد توجه افراد بوده.
یک روز آقا من را صدا کردند خیلی وقت پیش، هشت سال پیش بود، گفتند که بیا ببین، یک کتابی دستشان بود، از این نویسندههای مصری بود، بعد در آن یک حکایتی بود که یک روزی خلیفه هارون الرشید با فضل بن یحیی برمکی و یک عدهای رفته بودند به شکار، فضل از هارون و بقیه جدا میافتد و به دنبال شکار، جداگانه به راهی میرود تا به یک خیمهای میرسد، تشنهاش بوده، میایستد تا آبی، چیزی بگیرد و بخورد، او نگاه میکند میبیند دست فضل یک تار است، تار را از او میگیرد و میشکند. فضل میگوید چرا شکستی؟ او میگوید این آلت حرام است و این آلت حرام در دست تو چه میکند؟ خلاصه دعوایشان میشود، بلند میشوند میآیند پیش هارون. [هارون] میگوید چرا این تار را برداشتی شکستی، این مال خودش است؟ میگوید من نهی از منکر کردم، دیدم این آلت، آلت موسیقی و حرام است، زدم شکستم. خب اگر آن موقع، فهم عرفی این بود که از این آلات دو استفاده میشود کرد، استفادۀ مُحللّه، استفادۀ محرمه، خب هارون میگفتش که لعل این که استفادۀ محلّله بکند برای چه زدی شکستی؟ [حالا که نگفت] خب معلوم می شود که[ این محلله و محرمه و...، اینها حرفهای] من در آوری امروزی است!
سؤال: شما قبول دارید که یک سری منافع محلله الآن پیدا شده برای بعضی از اشیاء، ما نمیتوانیم اینجا به عنوان استصحاب قهقری بگوییم که آن موقع نبوده...
جواب: ببینید ما برای شراب هم استفادۀ محلله میتوانیم درست بکنیم، حتی به عنوان دارو و...، ولی صحبت سر این است که فضل آمده در آنجا استفادۀ دارو بکند از آن تار و ...!؟

