
معنای لغوی و فقهی ارتداد
بررسی حقیقت ارتداد و تفکیک میان کفر ظاهری و باطنی
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی معنای لغوی و فقهی ارتداد آغاز میشود. بحث از ریشه واژه «ردّ» در کتب لغت شروع شده و تفاوت میان رجوع از دین و مخالفت با برخی احکام یا تکالیف تبیین میگردد. در ادامه، دیدگاه اهل سنت درباره حوادث صدر اسلام و جنگهای ارتداد مطرح شده و سپس به روایات اختصاصی شیعه درباره انحرافات پس از رحلت پیامبر پرداخته میشود. استاد با تکیه بر این مبانی، مراتب ایمان و امتحانات سخت آن را تحلیل کرده و در نهایت، تفاوت میان احکام ظاهری ارتداد و کفر و شرک باطنی را با توجه به سخنان معصومان علیهمالسلام روشن میسازد.
معنای لغوی و فقهی ارتداد
توضیحات:
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی معنای لغوی و فقهی ارتداد آغاز میشود. بحث از ریشه واژه «ردّ» در کتب لغت شروع شده و تفاوت میان رجوع از دین و مخالفت با برخی احکام یا تکالیف تبیین میگردد. در ادامه، دیدگاه اهل سنت درباره حوادث صدر اسلام و جنگهای ارتداد مطرح شده و سپس به روایات اختصاصی شیعه درباره انحرافات پس از رحلت پیامبر پرداخته میشود. استاد با تکیه بر این مبانی، مراتب ایمان و امتحانات سخت آن را تحلیل کرده و در نهایت، تفاوت میان احکام ظاهری ارتداد و کفر و شرک باطنی را با توجه به سخنان معصومان علیهمالسلام روشن میسازد.
معنای لغوی و فقهی ارتداد
9«وَ لَم یُرد ردَّة الکُفر»، ابنمنظور در اینجا میگوید که منظور پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ارتدادِ کفر نبود بلکه ارتداد از بعضی از واجبات بود «و لهذا قیَّدهُ باعقابهم لِاَنَّهُ لَم یَرتَدَّ اَحَدٌ منَ الصحابة بَعَده»، احدی از صحابه مرتد نشد «إِنما ارْتَدَّ قَومٌ مِنْ جُفاة الأَعراب»، بعضی از جفاة اعراب مرتد شدند. این معنای ارتداد است که در اینجا وجود دارد.
البته بقیۀ افراد از اهل لغت هم همین معنا را میرسانند که رَدَّ بهمعنای برگشت و رجوع است.1 اگر منبابمثال شخصی نماز نخواند، نمیگویند که او از دین رجوع کرده است. رجوع یعنی عدم قبول. نفی الإسلام و نفی الدّین را رجوع میگویند. معنای «ردّ» رجوع از دین است و ما باید نسبت به اینها دقت کنیم چون بعداً بهدرد میخورند. وقتی که معنای ردّ و ارتداد از اوّل روشن نشود آنوقت ما در بعضی از مشکلاتی میافتیم که در تعارض روایات یا تعارض اقوال فقها بهوجود میآیند؛ اما اگر از اول خوب و درست روشن شود، ما در مندوحه واقع میشویم.
«ردّ» بهمعنای رجوع است. شخصی که منتحل به یک نحلهای و متدین به دینی است و بعد، از آن دین دست برمیدارد و رجوع میکند، او را مرتد میگویند. اما اگر شخصی گفت که من فلان چیز را قبول ندارم، اینکه میگوید: «قبول ندارم»، اغلب بهخاطر این است که فهم او به این قضایا نمیرسد. منبابمثال ـ گرچه ممکن است که این یک مسئلۀ سیاسی باشد ولی ما در بیان مطالب باید بگوییم ـ بعضی از همین افراد و شُعوبی که قبلاً راجع به قصاص صحبت میکردند و یا گفته بودند که قصاص یک عمل غیرانسانی است. ما نمیتوانیم بگوییم که واقعاً این اشخاص با گفتن اینکه قصاص یک عمل غیر انسانی است مرتد شده باشند، بهجهت اینکه یکوقت شخصی میگوید که اینها اصلاً معلوم نیست که برای این زمان باشد بلکه اینها برای آن زمان بوده است و الآن فرهنگ عوض شده است، هزارتا محمل درست میکند. یکوقت هم شخص میگوید که اگر پیغمبر هم الآن این مطلب را بگوید من پیغمبر را قبول ندارم! این را ارتداد میگویند.
- . التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 4، ص 104.
