اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵

0
فقه

اول درس متفرقه - بخش دوم: بحث فقهی استدلالی ارتداد

نسخه عربی

جلسه ۵

11
  • در اینجا دارد که و ارتد ربیعه کُلّها و کانت لهم ثلاثة عساکر، عسکرٌ بالیمامه مع مُسَیلمة الکذاب البته این مسیلمه خودش ادعای نبوّت و رسالت کرد که خب در آنجا این صحیح است. و عسکرٌ ؟ شیبانی و فیه بنو شیبان و عامة بن بکر بن وائل و عسکرٌ مع حطیم العدی و ارتدَّ الاهل الیمن ارتد الاشعث بن القیس فی کنده و ارتد اهل المئارم مع الاسود الامسی و ارتد بنوعامه الی...

  • ببیند اهل سنت این ارتداد را- علتش هم مشخص است- به عنوان عدم اعطاء زکات می‌دانند ولی اینها نیامدند نماز را کنار بگذارند و صلاة را کنار بگذارند، نه، اینها نماز می خواندند و به واجباتشان قیام می‌کردند امّا چون اینها زکات نپرداختند، عدم اعطاء زکات در حکم رجوع عن الاسلام در آن موقع مطرح بوده. این مورد نظر است یعنی در اینجا اگر ما بخواهیم توجیه بکنیم مطالب آنها را، فتوای اهل سنت را، به این منوال که ما، این عدم اعطاء زکات و منع زکات را برمی‌گردانیم به رجوع عن الاسلام که وقتی کسی حکومت اسلام را قبول نکرد و اعطاء زکات نکرد، در واقع [رجوع] کرده، این یک روایت، البته خب، بله؟

  • سؤال: از چه کتبی اخذ شده

  • جواب: این در مروضی بود، نوشته‌اش را داشتم اما خود کتاب دستم نبود اما آمدم مراجعه کردم به بحار، دیدم که در بحار این هست، جلد ٢٨ بحار صفحۀ ١١

  • سؤال: در بحار، کل مصادر اهل سنت را هم ذکر کرده بودند؟

  • جواب: بله، بله در آنجا ذکر کردند البته روایت خیلی زیاد است این مقدارش را من در اینجا آوردم.

  • یک روایت دیگر که در مورد، اینها خب خیلی از روایاتی است که به درد ما می‌خورد و در مقام ثبوت و اثبات، این روایت به درد می‌خورد: روایت اختصاص است که غیر از این هم هست. عدةٌ من اصحابنا عن محمد بن ولید عن صفّار، محمد بن حسین عن موسی بن سعدان عبداللَه بن قاسم حزرمی عَمرو بن؟ روایت صحیح السّند است، قال سمعت ابا عبداللَه یقول: انَّ النبی صلی اللَه علی و آله و سلم لما قبض ارتد الناس علی اعقابهم کفّارا، ببینید امام صادق علیه السلام می‌فرماید که مردم کافر شدند الّا ثلاثه، سلمان و المقداد و ابوذر غفاری روایت، روایت جالبی است إنَّهُ لَمّا قُبض رسول اللَه جاءَ اربعونَ رجلاً الی علی بن ابیطالب فقالوا لا واللَه لا معطی احداً طاعتاً بعدک ابدا گفتند که ما بعد از تو از کسی اطاعت نمی‌کنیم قال: و لم؟ چرا؟ قالوا انّا سمعنا من رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم فیک یوم غدیر خم ما به جهت آن مطالبی که از پیغمبر در روز غدیر شنیدیم این کار را می کنیم قال و تفعلون؟ انجام می‌دهید؟ پا برجا هستید؟ یعنی ثابت قدم هستید؟ قالوا: نعم قال: فأتونی غداً محلقین فردا همه سرهایتان را بزنید، یعنی به عنوان بیعت و احرام و اینها، خلاصه بیایید اینجا که از هر چه از تعلقات هست بیرون بیایید قال: فما اتاهُ الّا هؤلاء ثلاثه، یکی سلمان و یکی ابوذر و مقداد قال و جاءَهُ عمار بن یاسر بعد الظهر، عمار بن یاسر صبح نیامد، ترسید، لابد یک مقداری هم داشت فکر می‌کرد، بعد از ظهر آمد، فَضَرَب یدهُ علی صدره حضرت دستش را زد به سینۀ عمار، ثّم قاله ما آن لک عن تستیقض من نومة الغفله حضرت به عمار این مطلب را فرمود.