جلسه ۵
10ما اول آن مبانی اهل تسنن را در اینجا بیان میکنیم بعد میرویم سراغ مبانی شیعه. حالا فعلاً به طور اجمال هر دو جهت را در اینجا بیان میکنیم.
در اینجا مروَضی در تاریخ خودش راجع به ارتداد این طور بیان میکند میفرماید: لَم یَلبَس الاسلام بَعدَ فوتِ النّبی فی طوائف العرب الّا فی اهل المدینه و اهل مکه و اهل الطائف وَارتَدَ سائر الناس، بعد از نبی سایر مردم همه برگشتند حالا خب این از اهل تسنن بوده دیگر، ثُمَّ قال إرتدَ بنو تمیم و الرباب و اجتمعُوا علی مالک بن نویره الیردوعی.
در اینجا مالک بن نویره یکی از اصحاب مهم بوده، از اصحاب امیرالمؤمنین بوده، از اصحاب پیغمبر بوده و همان کسی است که پیغمبر بشارت جنت را در مورد او داد، مَن یُریدَ یا مَن یُحبَّ أن یَنظُرَ الی رَجلٍ من أهل الجنَّه فالینظر الی مالک بن نویره. وقتی پیغمبر اکرم این مطلب را فرمودند عمر بن خطاب بلند شد از پیش پیغمبر و رفت پیش مالک بن نویره و گفت که دستم به دامنت...! و آن هم گفت: تو پیغمبر را رها کردی آنجا و آمدی دنبال من!
و این مالک بن نویره چون [بیرون مدینه] بود وقتی آمد در مدینه و دید که خلافت به امیرالمؤمنین علیه السلام نرسید، این برگشت و ابا کرد از اعطاء زکات و چون ابا و امتناع کرد، ابوبکر یک جیشی را به زعامت خالد بن ولید فرستاد و از باب ارتداد...
... رَدَّه، این را از اصحاب رَدَّه میشمارند، این حکم به قتل مالک داد، در حالی که اینها نماز میخواندند و آمدند به خالد بن ولید گفتند اینها دارند نماز میخوانند امّا در هنگام نماز غفلتاً و غیلتاً، خالد بن ولید حمله کرد و سَر اینها را بردید و بعد با زن مالک بن نویره هم همان شب زنا کرد! خب اینها هیچ کدام ارتداد نیست دیگر! بله! گفت: اگر قرار باشد که به آدم ببندند اگر طرف نماز هم بخواند میبندند! هر کاری هم بکنی. اگر قرار بر این است که از انسان نفی عیب بکنند اگر زنا هم بکند توجیه میکنند! این چیزی است که ما فهمیدیم دیگر، تا حالا نمیدانستیم!

