اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵

0
فقه

اول درس متفرقه - بخش دوم: بحث فقهی استدلالی ارتداد

نسخه عربی

جلسه ۵

6
  • سؤال: پس مقام فنا را پیدا نمی کنند؟

  • جواب: نه خیر آن مربوط به سلسلۀ طولی است،

  • سؤال: پس امتیاز بشر با ملائکه در همین سلسلۀ طولی است 

  • جواب: بله

  • سؤال: پس اوامر در آنجا، در حقیقت همان ادراک مصالح و مفاسد می‌شود 

  • جواب: بله، یعنی چون عقل به فعلیت می‌رسد با ادراک مصالح و مفاسد، خودش مشرّع برای خودش خواهد بود

  • سؤال: می‌فهمد که مولا...،

  • جواب: می‌فهمد، مثل اینجا، در اینجا هم همین طور است، اگر واقعاً یک عبدی به مصلحت و مفسدۀ نفس الامریه برسد نیاز به امر مولا ندارد، خودش هم انجام می‌دهد.

  • سؤال: پس این کلمه‌ای که در قرآن است وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ معلوم می‌شود که این امر در مقابل خلق است یعنی همان نفس الامر و واقع،

  • جواب: بله 

  • سؤال: نه امر تشریعی؟

  • جواب: بله. یعنی فرقی نمی‌کند امر هم باز تشریع است یعنی همین اطلاع بر مفسده و مصلحت هم خودش تشریع است.

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اَللّٰهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ… ﴿المائدة، ٥٤﴾ در مورد ارتداد، روایاتی که در این زمینه است، در موارد مختلفۀ ارتداد عرض شد، اینها همه برای این بود که یک بیان اجمالی از خود ارتداد و همین طور از مواردی که متعلَّق ارتداد است در آنجا روشن بشود که کسی که انکار ولایت را می‌کند یکی از مواردش است، ناصبی یکی از مواردش است، انکار رسالت یکی از مواردش است و همین طور ضروریات دین. از امروز انشاء اللَه دیگر وارد اصل و حقیقت ارتداد می شویم که حقیقت ارتداد چیست؟ و مواردی را که قوم آن موارد را جزو ارتداد می‌دانند کدام است و آیا صحیح است یا صحیح نیست؟

  • ارتداد از مادۀ رَدَّ است و رَدَّ در لغت به معنای صرف الشیء است، الرَّدُّ صرفُ الشیء و رَجعُهُ، یک چیزی را انسان برگرداند، از مسیرش برگرداند و به اول، این را ردّ می‌گویند و الرَدُّ مصَدرُ رَدَدتُ شیء و ردَّهُ اَن وجهه یردُّهُ ردّاً و مردّاً و ترداداً صرفَهُ این به معنای صرف است و به معنای رجوع است و به معنای برگشت است، و اَمَر اللَه لا مَرَدَّ لَه، لا مَرَدَّ له یعنی هیچ رجوعی در امر خدا نیست، امر خدا بطّی و قطعی است، رجوعی برای امر او نیست، بازگشتی برای امر او نیست، یعنی یک وجهه بیشتر ندارد، یک مئال بیشتر ندارد و صارفی از امر خدا وجود ندارد که امر خداوند بیاید و یک صارفی بخواهد آن را برگرداند. همین طور ارتَدَّ، این هم به همین معناست، مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِو الإسمُ اَلرِّدَّ، اسم مصدرش رِدَّ است و منهُ اَلرِّدَّةُ عن الاسلام اَی رجوع عنه، اصحاب رِدِّه به آن افرادی می‌گفتند که از دین برمی‌گشتند چون بعد از پیغمبر اکرم، خب خیلی‌ها به حکومت ابی بکر رضایت ندادند و قبول نکردند و زکات ندادند و چون زکات ندادند آنها اینها را مرتّد می‌دانستند و می‌گفتند هر کسی که به حکومت اسلام زکات ندهد، این مردودٌ عن الاسلام و مرتدٌّ عن الاسلام و لذا آنها را کافر می‌دانستند و با آنها قتال می‌کردند، یعنی همین جهت ارتداد در زمان خود پیغمبر اکرم لحاظ می‌شده. وَارتَدَّ فلانٌ عن دینه إذا کَفَرَ بَعدَ إسلامه، این به معنای ارتداد است بعد از اسلام، و فی الحدیث از پیغمبر اکرم در حدیث حوض است که حدیث معروف است، یقال: پیغمبر می‌فرمایند که یا رَبِّ اصحابی، اصحابی، وقتی که اصحاب پیغمبر می‌آیند و از کنار حوض می‌گذرند، اینها داخل در حوض نمی‌شوند و ملائکه اینها را رَد می‌کنند و نفی می‌کنند از حوض، پیغمبر می‌فرمایند که اصحابی، اینها اصحاب من هستند خطاب می‌رسد إنَّهُم لَم یزالُوا مرتدین علی اعقابهم اینها مُرتد هستند علی اعقابهم- مرحوم آقا هم اینها را آوردند در همین امام شناسی، نمی‌دانم جلد چندم است، این حدیث حوض را که خیلی مفصل است از اهل تسنّن هم اینها را روایت کرده‌اند و انشاء اللَه ما هم اینها را می‌آوریم، فردا ممکن است این احادیث را در اینجا بیاوریم- خطاب می‌رسد که اِنَّهم لم یزالُوا مرتّدین علی اعقابهم اینها بر اعقابشان برگشته‌اند، البته در این جا خود لسانٌ العرب ابن منذور و همین طور اهل تسنن تأویل می‌کنند این روایت را و امثال این روایت را به تخلف از واحبات که همان زکات باشد، چون زکات را نپرداختند، اینها دیگر برگشتند، حالا اگر نماز نمی‌خواندند طوری نبودها! امّا چون زکات آن موقع معیار برای اسلام بود و حکومت خیلی نیاز به زکات و پول و این حرفها داشت، هر کس زکات نپردازد، این خلاصه جزء مرتّدین است! ایشان در اینجا می‌گویند که ای مُتَخَلِّفینَ عن بعض الواجبات در حالتی که ما تخلف از واجبات را مرتد نمی‌دانیم، تازه اینها هم خودشان، بعض الواجبات را مرتد نمی‌دانند فقط زکات چون پول و مال است خیلی برایشان سخت آمده و تخلّفش را مرتد می‌دانند ولی اگر زنا هم بکند مثل خالد بن ولید کسی نمی‌گوید مرتّد است! این طور است دیگر!