اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

تفاوت عالم واقع با محاکم ظاهری در اجرای احکام ارتداد

14٬276
فقه

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

توضیحات:

این جلسه از سلسله دروس خارج فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از قاعده‌های مهم فقهی یعنی تفاوت میان مقام اثبات و مقام ثبوت در اجرای احکام شریعت می‌پردازد. استاد ابتدا با بررسی روایات باب ارتداد و زندیق، نشان می‌دهد که احکام شرعی در عالم واقع دائرمدار نفس‌الأمر و ثبوت واقعی هستند، در حالی که محاکم ظاهری و قضاوت نیازمند دلایل و بیّنات در مقام اثبات‌اند. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از احکام ارتداد، مسخره کردن دین، و نحوه برخورد با غلات، تبیین می‌شود که اثبات جرم در دادگاه شرایط خاص خود را دارد، اما ثبوت واقعی با علم مکلف یا واقعیت امر متفاوت است. در پایان نیز ضمن نقد برداشت‌های افراطی از برخی روایات کفر و ارتداد، بر لزوم احتیاط و اجتناب از قضاوت‌های شتاب‌زده در احکام فقهی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

احکام، دائرمدار مقام اثبات و ثبوت

14
  • قتل این شخص بر اشخاص مبتنی بر «الأدْنَی فالأدْنَی» است؛ یعنی کسی که به او نزدیک‌تر است باید او را بکشد. قبل از اینکه او به محکمه برسد، قتلش واجب است. البته مربوط به ادّعای نبوت هم روایت داریم.

  • روایات باب ده که باب «جملة ممّا یثبت به الکفر و الارتداد» است، یک روایت از امام رضا علیه‌السّلام هست:

  • عن یاسِرٍ الخادِمِ قال سَمِعتُ أباالحسنِ علیّ بن مُوسی الرِّضا علیه‌السّلام یَقُولُ: «مَن شَبَّه اللّه بِخَلقِهِ فهُو مُشرِکٌ و من نَسَبَ إِلیهِ ما نَهَی عنهُ فهُو کافِرٌ».1

  • البته مرحوم شیخ حرّ این روایات را در باب کفر و ارتداد مطرح کرده است، اما اگر بخواهیم دقت کنیم اصلاً این روایات به این باب مربوط نیستند. این روایات ممکن است به همین شرک خفی و بر مراتبی که شرک خفی دارد برگردند. شخصی می‌گفت که خودم از یکی از علمای نجف شنیدم که می‌گفت: «خدا دست دارد به دلیل آیۀ قرآن که می‌گوید: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ﴾»2 این آیه را می‌خواند، از علمای معروف نجف بود! نص است دیگر! ولی دست خدا اندازۀ کهکشان است! دستش غیر از این دست ما است!

  • این تشبیه است و باید بگوییم که او مشرک است دیگر، پس فوراً گردنشان را بزنید! نه‌خیر، اینها نمی‌فهمند!

  • روایت دیگر از امام رضا علیه‌السّلام:

  • عن عبدِالسّلامِ بنِ صالِحٍ الهروِی عنِ الرِّضا علیه‌السّلام فِی حدِیثٍ قال: «مَن وَصَفَ اللّه بِوجهٍ کالوُجُوهِ فقد کَفَرَ».3

  • این روایت هم در اینجا دلالت بر کفر می‌کند ولی نه کفری که در اینجا دارد. جناب شیخ حرّ هر لفظی را که «کاف» و «فاء» و «راء» دارد در باب ارتداد آورده است! یا هر لفظی را که «شین» و «راء» و «کاف» دارد در باب شرک آورده است و مشرک گفته است! مثل اینکه دست به ارتداد ایشان خیلی خوب بوده است و می‌خواسته همه را راحت کند! حالا بعداً دربارۀ این روایات بحث می‌کنیم. فعلاً فقط خواستم اینها را بخوانم. اینها هیچ دلالتی بر شرک متعارف یا کفر متعارف ندارند! این است که می‌گویند: «نباید زود حکم کرد!» انسان باید مطالب را بداند، موارد را بداند، علم داشته باشد، به محض اینکه شخصی حرفی زد نباید فوراً قضاوت کند!

    1. . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 10، ص 557، ح 1.
    2. . سوره ذاریات (51) آیه 47.
    3. . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 10، ص 557، ح 3.
/ 260