جلسه ۴
7پس بنابراین این مسأله، مسألهای است که، یعنی این را ما به عنوان یک مبنای فقهی مورد توجه قرار میدهیم، مبنای فقهی ما در مورد ترتّب احکام یا در مورد تعیّن موضوعات، مبنای فقهی ما بر اساس نفس الامر و واقع است و تمام آنچه را که از ناحیۀ شرع به عنوان قضیۀ اثباتیه در این موارد بیان شده، این به عالم ثبوت کاری ندارد، و در جمیع ابواب فقه و در جمیع فروعات، این مسأله مورد استفاده قرار میگیرد. در باب زنا آیا حدّ مترتب بر نفس زنا است یا مترتب بر شهادت اربعة عدول است؟ نه، مترتب بر نفس زنا است، آن در مقام اثبات است، بعضیها میگویند نه، مترتب بر شهادت است یعنی نفس حدّ، بر زنا تعلق نمیگیرد، اگر شما هزار تا زنا هم کردید، با هزار تا زن هم زنا کردید، اصلاً حتی در حکومت امیرالمؤمنین هم نمیتوانند شما را حدّ بزنند و این حدّ مترتب بر شهادت است، اگر شما رفتید و در خیابان که چند نفر دارند میگذرند این کار را کردید و آنها هم دیدند کالمیل فی المکحله، خب در اینجا اصلاً حدّ مترتب میشود، و الا اصلاً حدّی نیست، فقط یک گناهی کردید، حدّی نیست، مثل اینکه آب خوردید، حالا فرض کنید که رفتید یک آب غصبی را خوردید، خب یک کار حرامی را انجام دادید و بعد هم باید بروید فرض کنید قیمتش را بپردازید، این هم همین طور، این هم اصلاً هیچ حدّی بار نمیشود، همین طور در مورد زنای به عنف هم همین طور، آن هم حد بار نمی شود در صورتی که شهادت فرض کنید که من باب مثال نباشد! خب این خیلی بعید است که انسان یک همچنین حرفی را بزند، زنای به عنف باشد ولی حدّ مترتب بر شهادت باشد؟ اصلاً یک همچنین مسألهای...، و بودندها، مثلاً یکی از افرادی که قائل به این قضیه بودند، همین آقای بهاء الدین، آقای حاج سید رضا، آقای سید صفی که از دنیا رفتند، ایشان قائل به همین مسأله بودند که ثبوت حدّ مترتب بر اثبات است نه اینکه مترتب بر او، خب، این یک مسأله و در موارد دیگر هم همین طور است.

