جلسه ۴
3این یکی از آن روایاتی است که خب باید در آن نظر بشود و ما حالا فعلاً روایات را میخوانیم تا انشاء اللَه وقتی که وارد بحث بشویم یعنی آن حقیقیت و مسألۀ ارتداد را بخواهیم بیان بکنیم آن وقت این را در این روایات مورد تأمل قرار میدهیم.
سؤال: حکم اثباتیش را باید فقط قاضی حکم کند یا هر شخصی میتواند اجرا کند؟
جواب: نه، البته آن اثبات نیازی به قاضی ندارد، منتهی شخص بایستی که در محکمه شاهد داشته باشد، اگر نداشته باشد آن وقت مشمول احکام...
سؤال: محکمهای در اینجا نیست که بخواهد برود در محکمه. مثلاً الان یک شخصی مرتد شد...
جواب: فرض کنید که اگر شخصی مرتّد است و شما هم آمدید او را زدید و از بین بردید، حالا آمدند یقۀ شما را گرفتند چه میگویید؟
سؤال: کسی متوجه نشود اصلاً،
جواب: نه اشکال ندارد. آن وقت این برای این است که انسان، آن شخصی که میخواهد این کار را انجام بدهد، خودش اهل علم باشد، نه اینکه هر کسی و فلان، نه، ما در عالم ثبوت بحث میکنیم، ثبوتاً اگر شخصی مرتّد شد، این شخص، کافر است و اینها و این شخص مهدور الدَم است و با آن خصوصیاتی که گفتم، منتهی صحبت در این است که ثبوتاً این مسأله احراز بشود، همان طور که عرض کردیم ارتداد بدوی در آنجا ملاک نیست، آن در آنجا شک است، این شبهه است، در آنجا نقصان است، خلل است، نه، اگر واقعاً به حسب عالم ثبوت، ارتدادش تثبیت شد، اگر این ارتداد تثبیت شد احکام ارتداد بر آن بار میشود، حالا در مقام اثبات نیاید اظهار بکند شارع هم کاریش ندارد، مثل اینکه فرض کنید یک کسی یک نفر را کشته بعد هم نمیآید بگوید و خبر هم از او ندارند، خب کاریش ندارند و دارد راه میرود و یا اینکه یک نفر فرض کنید که زنا کرده ولی شاهدی بر زنایش وجود ندارد، خب محکمه هم حدّش نمی زند، اما نه اینکه ثبوتاً این حدّ بر او نیست، البته در باب زنا، در این باب و اینها، یک بحثی هست که آیا این حدود مترتب بر ثبوت است یا مترتب بر اثبات است؟ بعضیها نظر دادند بر اینکه این حدود مترتب بر اثبات است یعنی صرف زنا موجب حدّ نمی شود، بله شهادت اربعه، آن شهادت موجب حدّ میشود، یعنی ثبوتاً در حدّ، شهادت اربعه شرط است نه اثباتاً در حدّ، شهادت اربعه شرط است. امّا قول صحیح این است که نه، بر نفس زنا این حدّ، مترتّب است، منتهی در مقام اثبات نیاز به دلیل دارد، آن یک مسألۀ دیگری است. حالا همین مطلب را در مورد ارتداد ما میگوئیم که ارتداد، آن احکامی که مترتب بر آن هست، آن احکام مال مقام ثبوت است نه اینکه اینها مال مقام اثبات است، به عبارت دیگر احکامی که آن احکام مترّتب بر ارتداد است، آن اثبات ارتداد در مقام ظاهر موجب ثبوت حکم نیست، آنچه که موجب ثبوت حکم است نَفس الارتداد است. نفس الارتداد موجب ثبوت حکم است.

