جلسه ۴
2در اینجا حضرت میفرماید که خیلی، عدۀ زیادی هستند که اینها مستحق به قتل هستند اما من به خاطر مصالحی اینها را نمیکشم و از بین نمیبرم. این روایت، روایت بسیار مهمی است و این روایتی است که میخواهد بگوید که ثبوتاً خیلی از این منافقین مستحق قتل هستند اما اثباتاً نه، اینها مستحقق به قتل نیستند چون اثبات در مقام اظهار است، اگر اظهار بکند این دیگر معنی ندارد فرض بکنید که...! منافق اگر بیاید کفر را اظهار بکند باز باید این را نگهش داشت؟ یعنی پیغمبر کافر را نگه میدارد؟ نگه نمیدارد، معنی ندارد، مثل اینکه فرض کنید که یک شخص قاتل را پیغمبر بیاید نگه دارد بگوید که ما مصلحتاً تو را نگه میداریم! پیغمبر این کار را نمیکرد، اصلاً معنی ندارد. یا اینکه فرض کنید یک شخص سارق را پیغمبر بگوید مصلحتاً من میخواهم نگه دارم اینها را!
پس معلوم می شود که این دو مقام باید از هم تفکیک بشود: یک مقام، مقام اثبات است و یک مقام، مقام ثبوت است و لذا احکام هم دائر مدار مقام اثبات و ثبوت است که حالا اشارتاً میگوییم تا اینکه مفصلاً بعداً بیاییم بگوئیم که کدامیک از این احکام دائر مدار اثبات است و کدامیک از این احکام دائر مدار مقام ثبوت است؟ اگر شما مطلع شدید که واقعاً این مرتد هست، شما هم به تنهایی میتوانید احکام ارتداد را بر این بار کیند، این هست، امّا در مقام اثبات آن یک مطلب دیگری است که آن مربوط به حکم شرع است و مربوط به محکمه هست و آن نیازی به اثبات و اینها دارد. فرض کنید که من باب مثال یک شخصی مرتد بشود و شما هم با او بحث کنید و واقعاً [او را مجاب] کنید و این اصلاً از عقیدهاش برنگردد. ولی شما فقط خبر دارید، کس دیگر خبر ندارد و این هم جایی ابراز نمیکند، و واقعاً هم از عقیدهاش برنمیگردد، این در اینجا حکم چیست؟ این یکی از مطالبی است که خیلی مسأله، مسألۀ مهمی است که از نقطۀ نظر ظاهر، خب ابراز نمیکند و عقیدهاش را نمیآید بیان کند، از نقطۀ نظر باطن شما میدانید که این اصلاً مرتّد است، و من خودم میدانم و اطلاع دارم که بعضیها اصلاً چیز نیستند، اینها مسخره میکنند حتی نماز را! مسلمان است و حتی نماز را مسخره میکند! حتی یک پدری هست که این پدر، نماز خواندن بچههایش را مسخره میکند میگوید مثل کلاغ، دارید نوک به زمین میزنید! اصلاً خودش نه تنها نماز نمیخواند...! و این در یک ادارهای هست و در این اداره، این را پیش نمازش کردند! این خیلی عالی است! در این اداره جوری خودش را نشان داده که موقع نماز پیش نمازش میکنند! امّا در منزل- و من او را میشناسم- اصلاً مسخره میکند نماز را! خب اصلاً این تکلیفش چیست در اینجا؟ یعنی اهل منزل با او باید چگونه برخورد کنند؟ زن او باید چه جوری برخورد کند؟ آیا...؟ خیلی قضیه، قضیۀ مشکلی است که آیا...؟ خب مسخره کردن نماز، این ارتداد است دیگر، شکی نیست که این ارتداد است و اگر ثابت بشود بر او این قضیه، آن وقت خلاصه مسائل خطیری در اینجا پیش میآید، از نظر ارث و از نظر حکم به کفر و امثال ذلک و اینها، این قضیه خلاصه جای تأمل دارد! این کسی که مسلمان است و از نطفۀ مسلمان است و الآن بیاید و از دین برگردد و اصلاً به طور کلی مرتّد بشود، حالا اگر مرتّد بشود و خودش نماز نخواند یک چیزی، اما اینکه بیاید بچههایش را مسخره کند به نماز خواندن که نگاه کن مثلاً اینها اُمُل هستند! اینها مثلاً دارند چه کار میکنند و این حرفها! خلاصه مسأله مشکل است.

