جلسه ۴
6... خب این کسی که خودش می داند این پانزده سال پیش این است و حالا این آمده چنین ادعایی کرده، این رجوع به قاضی معنا ندارد، فقط رجوع به قاضی برای تظلم است برای غیر از این که نیست، خب حالا میتوانیم بگوئیم این در اینجا باید به حکم قاضی عمل کند؟! اصلاً نمیتوانیم همچنین حرفی بزنیم، رجوع به حکم قاضی که موضوعیت ندارد، قاضی و امثال قاضی در انفاذ حکم، طریقیت دارند نه موضوعیت، عالم واقع و نفس الامر به جای خودش محفوظ است و این خیلی مسألۀ مهمی است که در باب ولایت فقیه و در باب حکومت اسلامی، این قضیه آنجا به درد میخورد که آیا حکم حاکم موضوعیت دارد یا حکم حاکم طریقیت دارد؟ این آنجا به درد می خورد، متوجه شدید؟ آنجا این قضیه به درد میخورد.
غیر از امام معصوم علیه السلام تمام افراد حکمشان طریقیت دارد نه موضوعیت، موضوعیت ندارد، الّا در بعضی موارد که خود شارع آنجا حکم میکند، حتی مثلاً ما داریم خیلی موارد، فرض کنید که مثل رؤیت ماه، شما علم دارید، با همین دو چشم خودتان ماه را دیدید، اگر حاکم حکم کند بر اینکه فردا آخر ماه رمضان است، حرام بر شما اینکه روزه بگیرید، خود شما علم دارید، با همین دو چشمتان ماه را دیدید ولو حاکم حکم بکند به دخول شهر، در اینجا حرام است روزه گرفتن. بله، اظهار این مطلب خودش حرام است، اظهار این قضیه، شما ماه را دیدید برای خودتان بروید روزهتان را بخورید، به کسی هم کار نداشته باشید، چه کار دارید؟ اصلاً چکار دارید؟ مگر شما وقتی با عیالتان هستید همه را جمع می کنید که بیایند تماشا کنند و شهادت بدهند؟! نه آقاجان! تازه می روید در اتاق را هم می بندید، اگر زمستان باشد و هوا هم سرد باشد سه تا بالا پوش هم رویتان می اندازید، همۀ سوراخ و سمبه ها را هم می بندید و سر بچه را هم گرم می کنید، به آنها یک مقداری نخودچی می دهید، و خلاصه تهدید می کنید که اگر کسی سرش را از لحاف بلند بکند چه و چه خواهد شد! تمام این کارها را انجام می دهید. نمی روید بالای تپه و خلق اللَه را هم جمع کنید! خب این چه عیب دارد؟ در قضیۀ حکم حاکم هم همین است، اگر شما آمدید و رؤیت ماه را کردید لازم نیست در بوق و کرنا بکنید که من ماه را دیدم، نه آقا! وظیفۀ شرعی شما این است که بروید روزهتان را بخورید، احترام حاکم را هم داشته باشید، احترام حکومت اسلامی را هم داشته باشید، به کسی هم نگوئید، تمام شد دیگر. این را میگویند مقام ثبوت و مقام اثبات.

