جلسه ۴
4حالا اگر کسی فرض کنید که مطلع شد- حالا این مسأله هم هست در اینجا، خب اینها متفرعاتی است که می آید در اینجا- فرض کنید که رجوع به حکومت ظلم و حکّام و محکمۀ ظلم حرام است، حرام است برای اینکه انسان رجوع به محکمۀ ظلم کند، خب، حالا اگر شخصی فرض کنید که از یک شخصی دینی دارد، رجوع به محکمه، خب حرام است دیگر، خب نبایستی انسان رجوع کند، آیا این شخص میتواند دین خود را بدون رجوع به محکمه بگیرد یا نه؟ این مسأله هم در آنجا میآید که رجوع به این مدیون، ثبوتاً مترتب بر رجوع به محاکم نیست بلکه در مقام اثبات، این رجوع مترتّب بر آن است نه در مقام ثبوت، در مقام ثبوت دائن میتواند رجوع به مدیون کند بدون اینکه آن مدیون رجوع به محکمه داشته باشد، بله میتواند. فرض کنید یک شخصی از یک کسی یک مالی را میخواهد و این رجوع به محکمه میکند و آن هم فرض کنید که مال را نمیپردازد، و این بینی و بین اللَه میداند که این طلبکار دارد، میتواند به هر طریقی که آن طریق موجب فساد نشود این مال را بگیرد، در صورتی که علم داشته باشد، علم، علم داشته باشد بر اینکه این شخص قادر بر اداء خواهد برود، فرض کنید که در بعضی از جاها میگوئیم که آقا بله که میتواند بپردازد، من دیدم ماهی گرفت برد خانهاش، این معلوم است که میتواند فرض کنید که...، خب بابا ماهی گرفته برای زن و بچهاش که نهار بخورند دیگر، این غیر از این است که الآن بیاید دو میلیون تو را بپردازد، بله آقا میتواند بپردازد من دیدم آژانس آمد در خانهاش و با آژانس و تاکسی کذا رفت زنش را از کذا آورد، این معلوم است که میتواند بپردازد، نه اینها را علم نمیگویند، نه، علم این است که تو یقین داشته باشی، یقین داشته باشی این مالی را دارد که میتواند با آن مال این دین تو را بپردازد، در این صورت این شخص میتواند رجوع به او بکند و آن مال را بگیرد.

