جلسه ۳
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
امروز بحث فقهی را انجام می دهیم و بحث اصول را دیگر از فردا اگرخدا بخواهد ادامه می دهیم.
در ابواب مرتد، عرض شد که صحبت در دو جور ارتداد است:
یکی ارتداد ملی و دیگری ارتداد فطری.
ارتداد ملی آن ارتدادی است که مسبوق به شرک باشد.
و ارتداد فطری آن ارتدادی است که مسبوق به اسلام باشد، کلا الأبوین أو أحد الأبوین، اینها مسلمان باشند. این ارتداد، ارتداد فطری است.
آن وقت در این زمینه، دیگر روایات زیاد است و ما این روایات را میخوانیم، آن روایاتی است که در آنها مادۀ اشتراک وجود دارد که بر محوریّت این دو ارتداد است، آنها هیچ، آن روایاتی که در آنها مواد دیگر هست، آن روایات را مورد نظر بیاوریم تا اینکه ببینیم چه میشود؟
یک دسته از آن روایات، روایات ابوابی است که در مورد صبی و صبیه است:
عن أبی عبداللَه علیه السلام: فی الصبی یختار الشرک و هو بین أبویه قال: لا یترک و ذاک إذا کان أحد الأبوین نصرانیاً. خب این بحث در مورد صبی است که چون صبی تکلیف ندارد، در اینجا در روایت دارد لا یُترَک یعنی مجبور می شود بر اسلام، اما نباید این را به قتل رساند، در صورتی که هنوز قلم تکلیف بر او قرار نگرفته.
روایت دیگر عن أبی عبداللَه علیه السلام فی الصبی اذا شبَّ فاختار النصرانیّه و أحد أبویه نصرانّئ أو مُسلمَین قال: لا یترک ولکن یُضرَبُ علی الاسلام خب در اینجا صبی اختیار نصرانی میکند ولی حضرت در اینجا میفرمایند که باید این زده بشود بر اسلام، معنای یُضرب علی الاسلام این نیست که حدّ بر او جاری بشود چون صبی حدّ ندارد، معنایش این است که باید تنبیه بشود و سر خود نباید کاری را انجام بدهد. مثلاً فرض کنید که یک صبی هست، بچه است، ده ساله، دوازده ساله یا حتّی ممیز است، چطور وقتی که میخواهد یک کار خلاف انجام بدهد پدر و مادر او را تنبیه میکنند، مثلاً فرض کنید که مریض است و میخواهد برود یک غذای نامناسبی بخورد، طعام نامناسبی بخورد، پدر و مادر او را تنبیه میکنند، این هم در اینجا حکم تنبیه را دارد.

