جلسه ۳
2روایت دیگر، روایتی است که عن ابی عبداللَه علیه السلام است و مثل همین است که در اینجاست. پس بنابراین، این روایات دلالت بر تنبیه صبی میکند، در موقعی که این صبی قبل از بلوغ، اسلام را طرد کند و ملل دیگر را انتخاب کند.
روایاتی که در اینجا هست یکی روایات مرتّد ملّی را در اینجا بیان میفرماید: محمّد بن یعقوب عن محمّد بن یحیی عن علّی بن جعفر عن اخیه فی حدیثٍ قال: قلتُ : فنصرانیٌّ أسلَمَ، معلوم میشود این حدیث مقطوع است، در مورد نصرانی و غیر نصرانی، مسلمان باشد، حالا در مورد نصرانی حضرت این را بیان میکند: فنصرانیٌ أسلَمَ ثمَّ ارتَّد، قالَ یستتاب فإن رجع و الّا قُتل.
دیگری هم شبیه به همین است، عن أبی جعفر علیه السلام فی المرتد یُستتاب فإن تاب و الّا قُتلَ.
روایت دیگر، روایت جمیل بن درّاج است عن أحدهما علیهما السلام فی رجل رجع عن الاسلام، فقال: یُستتاب فان تاب و الّا قُتلَ خب فی رَجُل رجع
نمیتوانیم بگوئیم در اینجا این مطلق است، این مبهم است، چون شرائط اطلاق فرق میکند، در شرائط اطلاق ما میرسیم به آن. به عنوان مجمل بیان میشود، ببینید، یک وقتی متکلّم میگوید: یکی از اسلام برمیگردد، رجلٌ ارتدَّ، رجلٌ رجع عن الاسلام، یکی از اسلام برمیگردد. بعد حضرت در اینجا میفرماید که یستتاب، باید توبه داده بشود. یک وقتی نه، سائل این است که میگوید رجلٌ رجع عن الإسلام، اگر یک مردی برگردد از اسلام چه باید کرد؟ خب، یک وقتی من میگویم یکی از اسلام برمیگردد، یک وقتی میگویم: اگر مردی برگشت، این دو لحن کلام خیلی تأثیر دارد در استفادۀ اطلاق و عدم استفادۀ اطلاق. یک وقتی میگویم که رجلٌ رجع عن الاسلام، رجلٌ، و این نکتۀ مهمی است ها! این نکتهای که ما میگوئیم اکثر این اطلاقات در مقام اجمال هستند به خاطر این است که به این نکته، اصولییّن پی نبردهاند، که متکلّم، نحوۀ تکلّم او به چه کیفیتی است؟ یک وقتی فقط منظور متکلم، بیان حکم است، یک وقتی منظور متکلم تشخیص موضوع است.

