اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳

0
فقه

فصل سوم: روایات ارتداد فطری - فصل چهارم: دو گونه ارتداد در روایات - فصل پنجم: المرأة المرتدة - فصل ششم: روایات زندیق و منافق و ناصبی

نسخه عربی

جلسه ۳

15
  • سؤال: ...؟

  • جواب: بله دیگر، حکمش قتل نیست.

  • تا اینجا احکام مرتد بود، از این به بعد احکام مربوط به زندیق و منافق و ناصب است، اینها را هم که خب بایستی که بخوانیم. چون راجع به اینها هم مطلب هست. اینها هم اگر برگردند، یا یکی ناصبی بشود یا سب کند، در اینجا چه حکمی دارد که اینها از احکام مهم است. مخصوصاً در این دوره و زمان که خیلی‌ها ممکن است که سب کنند یا هتک احترام کنند و اینها، باید ببینیم که چه حکمی پیدا می‌کند که انشاء اللَه دیگر برای بعد. 

  • ...یک وقتی عصبانی می‌شود سبّ می‌کند، یک وقتی نه، اصلاً به طور کلی می‌گوید آقا این چیست مسخره بازی در آوردند! اصلاً این دین نیست! چیزی نیست! پیغمبر...!

  • سؤال: این سبی که طرف مثلاً به امیرالمؤمنین می کند این چکار به عصبانیت دارد؟ طرف عصبانی می‌شود به خودش لطمه می‌زند پس این نسبتی با اعتقاداتش دارد دیگر؟

  • جواب: کدام؟

  • سؤال: شخصی که سبّ می‌کند به ائمه علیهم السلام،

  • جواب: خب این هم همین طور است، سبّ به ائمه هم موجب ارتداد است دیگر، چون سبّ اگر...،

  • سؤال: سبّ از خشمگینی‌اش و ناراحت عصبی اش بوده، مثلاً عصبانی بوده؟

  • جواب: نه، فرض بکنید که یک آخوندی یکی را عصبانی کرده، این به جای اینکه به آن آخوند فحش بدهد به ائمه می‌گوید ای بر پدر آن دینی که اینها مثلاً...، پیغمبری که آمده این طوری همه را چی چی کرده، حالا اگر پیغمبر را برایش خوب تعریف بکنند این نمی‌گوید اشکال سَر این است، مثل زنی که از دست شوهرش عصبانی است به خدا فحش می‌دهد دیگر! چکار کند خب به خدا فحش میدهد دیگر...! 

  • سؤال: مرتد ملّی بودن...

  • یک وقتی یک بنده خدایی مسائلش را با ما مطرح کرده بود و این حرفها، یک خانمی بود و خب با شوهرش اختلاف داشت و اینها، بعد ما می‌خواستیم اختلاف این دو تا حل بشود، البته خب آدم نمی‌تواند که هر چیزی را که به این می‌گوید به او هم بگوید، یا فرض کنید که هر چیزی که انسان به شوهر می‌گوید نمی‌تواند انسان به زن هم بگوید، خب اینها با هم فرق می‌کنند، بعد یک وقتی من داشتم راه و روش کیفیت برخورد این خانم را با یکی دیگر بیان می‌کردم، شما وقتی که می‌آئید این کار را بکنید و این کار را بکنید، فلان بکنید و این حرفها، اتفاقاً این هم داشت گوش می‌داد که من دارم راجع به شوهرش این مطالب را عنوان می‌کنم، خب من یک برداشتی از شوهرش داشتم که او ندارد، این خیال کرد که من دارم جانب شوهرش را می‌گیرم در این زمینه، ما هم نمی‌دانستیم که این اصلاً آمده، ما خیال می‌کردیم که فقط شوهرش آمده، این زنش مثلاً رفته به اندرونی و اینها، نگو این زن هم بغل شوهرش نشسته، منتهی در آن اطاق بغل، بلند شده بود و گفته بود که اگر این راه و پیغمبر و اینها، این است، اصلاً ما هیچ چیز را قبول نداریم، گذاشته بود و رفته بود، مدتی و خیلی خلاصه...، یکی دو ماهی خلاصه، بعد دیگر خودش متوجه اشتباهش شده بود و آمده بود و از این صحبتها. زن هم همین است دیگر، زن معمولاً...، اینها دائر مدار...، چون مسأله فقط شناخت مطرح نیست، حالا این مطالب را هم ما می‌آئیم می‌گوئیم، علم فقط کفایت نمی‌کند. به کارگیری علم در اینجا کفایت می‌کند که این برمی‌گردد به نفسانیات انسان، آنهایی که امروز یک حرفی را می‌زنند، فردا یک حرف دیگر، این چیست قضیه؟ علمشان که اضافه نمی‌شود، شرائط، اینها را در وضعیتی قرار می‌دهد که این استفاده را از این علم بکنند، فردا شرائط، آنها را در یک وضعیت دیگری قرار می دهد که استفادۀ دیگری را از این علمشان بکنند، درست مخالف هم.