جلسه ۳
14روایت دیگر، روایت محمد بن علی بن الحسین است، عن ... عن جعفر، عن أبیه علیه السلام قال: اذا ارتدّت المرأة عن الاسلام لم تقتل و لکن تحبس أبداً خب این هم دلالت میکند بر اینکه به طور کلّی حکم قتل بر مرأه وجود ندارد.
باسناده...عن ابی عبداللَه علیه السلام قال: لا یخلد فی السجن الّا ثلاثة: الذی یمسک علی الموت، یعنی یک کسی ... و المرأة ترتد عن الاسلام و السارق بعد قطع الید...،
سؤال: یمسک علی الموت؟
جواب: یک شخصی یکی را میگیرد، آن یکی میآید گردنش را میزند، این را باید حبس ابد کرد، یعنی شریک در قتل.
روایت دیگر: عن أبی عبداللَه علیه السلام، قال: المرتّد یستتاب فان تاب و الّا قتل، و المرأة تستتاب فإن تابت و الّا حبست فی السجن، و اُضَرُّبها، به او ضرر میرسانند، این هم روایت دیگر.
یک روایتی در اینجا هست این روایت با آن روایتهای دیگر فرق می کند. قضی امیرالمؤمنین علیه السلام فی ولیدة کانت نصرانیّة فأسلمت و وَلدَت لسیّدها، ثمّ إنَّ سیّدها مات و أوصی بها عتاقة السریه علی عهد عمر فنکحت نصرانّیاً دیرانیاً و تنصّرت فولدت منه ولدین و حُبلت بالثالث، فقضی فیها أن یُعَرض علیه الإسلام، فعُرض علیها الإسلام، فأبت، فقال: ما ولدَت من ولد نصرانیاً، فهم عبیدٌ لأخیهم الذّی ولدت لسیدها الأوّل، و أنا أحبسها حتّی تضع ولدها، فاذا وَلَدت قتلُتها این روایت دلالت بر قتل میکند که خب در این روایت، باید نظر بشود و علّت قتلی که در این روایت هست، باید روشن شود. این از آن مواردی است که خب، باید در آن نظر بشود. که البتّه در اینجا شیخ گفته که این از احکام اختصاصی است، از قضاوتهای اختصاصی است و تسری به غیر داده نمیشود. این از موارد مخصوص است. امّا در اینجا باز ما میتوانیم راجع به این قضیه بحث کنیم و در اینجا خود مرحوم شیخ حر میفرماید که: و لعّلها تزّوجت بمسلم، ثمَّ ارتدّت و تزّوجت، فاستحّقت القتل لذلک، که این هم دلیل نمیشود، نه، این دلیل بر این قتل در اینجا نیست.

