جلسه ۳
12بحث دیگر دربارۀ المرأةُ المرتدة است که لا تُقتَل بل تُحبَسُ و تُضرب و یُضَیّق علیها:
این روایت به روایت طوسی معروف شده، فی المرتدة عن الاسلام قال: لا تُقتَل و تُستخدَم خدمة شدیدة و تُمنع الطعام و الشراب الّا ما یُمسک نفسها، و تُلبَس خُشن الثیاب، و تُضرَب علی الصلوات این هم یک روایت که دلیل بر این است که اصلاً در مورد زن، چون زن در تحت احساسات واقع میشود، یکی از مواردی که مربوط به زن هست و دلالت بر نقصان عقل زن میکند، ببینید چقدر روایات، روایات دقیقی است، اینهایی که میگویند عقل زن کامل است، بیایند اینها را ببینند، زن یک موجود احساسی است و این موجود احساسی خیلی زود تحت تأثیر واقع میشود، نمیتواند تحمّل کند، فوراً انکار خدا و توحید و رسالت و مبدأ و معاد و همه چیز را میکند، میگوید اصلاً دینی وجود ندارد. لذا در این گونه موارد، اسلام چون یک دین منطقی است و یک تشریع منطقی هست مجال میدهد به این افراد، اگر زن آمد انکار کرد ، فوراً او را اعدام نمیکنند، فوراً او را نمیکشند، بلکه در اینجا او را نگه میدارند، او را حبس میکنند و او را در موضع راحت نمیگذارند. ببینید انسان خیلی عجیب است، اتفاقاً این روایات، خیلی روایات عالی است، یعنی انسان خیلی مطالب را از آنها میتواند دربیاورد، اگر انسان همیشه در موضع استراحت باشد، هیچ وقت به خودش توجه نمی کند، این فشارها است که برای انسان حقایق را روشن می کند، اگر انسان همیشه در ناز و نعمت باشد، همیشه متنعم باشد، همیشه...، هیچ وقت به فکر معاد نمی افتد، هیچ وقت به فکر خدا نمیافتد، هیچ وقت به فکر آخرت نمیافتد، چون در...، امّا وقتی که فشار بر انسان آمد، انسان متوجه خودش میشود، خلأ خودش میشود، نقصان خودش میشود، آن مسائلی که مربوط به خودش است میشود تا آن حقایق برای انسان بوجود بیاید و انسان رشد پیدا کند، دقیقا همین مسأله در مورد ارتداد است، اولاً اسلام آمده با زن، به عنوان یک موجودی که شدیداً تحت تأثیر احساسات است، زن را این طور می داند و حکمی که روی این میآورد؛ این حکم مطابق با مرد نیست، در مورد مرد، اعدام امّا در مورد زن باید حکم...، این خیلی عدالت است دیگر! این واقعاً کمال عدالت است، که باید اینجا بر اساس احساسات عمل کند.

