جلسه ۳
11روایت دیگری هست در اینجا: انَّ بنی ناجیه قوماً کانوا یسکنون الأسیاف و کانوا قوماً یدّعون فی قریش نسباً و کانوا نصاری، فأسلموا، ثمّ رجعوا عن الاسلام، فبعث أمیرالمؤمنین علیه السلام، إعقل بن القیس التمیمی، فخرجنا معه، فلمّا انتینها الی القوم جعل بیننا و بینه أمارة، یک علامتی گذاشت که اگر من این کار را کردم شما بکشید فقال: إذا وضعتُ یدی علی رأسی فضعوا فیهم السلاح، فأتاهم فقال: ما أنتم علیه؟ فخرجت طائفةٌ فقالوا: نحن نصاری فأسلمنا لا نعلم دیناً خیراً من دیننا، یعنی اسلام، فنحن علیه، و قالت طائفةٌ: نحن کنّا نصاری ثم اسلمنا ثمّ عرفنا أنّه لا خیر من الدین الذّی کنّا علیه، فرجعنا الیه، یعنی برگشتند دوباره نصرانی شدند. فدعاهم الی الاسلام ثلاث مرّات فأبوا، اباء کردند، فوضع یده علی رأسه، قال: فقتل مقاتلیهم، و سبی ذراریهم، قال: فأتی بهم علیاً علیه السلام فاشتراهم مصقلة بن هبیرة بمئته ألف درهم فأعتقهم و حمل الی علّی علیه السلام خمسین ألفاً فأبی أن یقبلها، قال: فخرج بها فدفنها فی داره و لحق بمعاویة، قال: فأخرب أمیرالمؤمنین علیه السلام داره و أجاز عتقهم، این روایت، روایتی است که در مورد اینها هست و این دلالت میکند بر اینکه اینها در مقام مقاتله برآمدند، لذا با اینها، این شخص مقاتله کرد و قتال کرد.
روایت دیگر، روایت محمد بن علی...،
سؤال: مرتدین که در مقام مقاتله نبودند؟
جواب: خب، حضرت با مقاتلینشان جنگیدند، نه با افرادی که جنگ نکردند، یعنی با آنهایی که در مقام قتال بودند.
یکی هم روایت، محمد بن علی بن الحسین
سؤال: ...؟
جواب: بله و این روایت تأئید میکند که استتابۀ ثلاثة ایام یک حکم بطّی نیست، یک حکم تخفیفی است در مقام عدم عناد. امّا اگر مقام مقام عناد باشد، اصلاً استتابۀ ثلاثة ایام نمیخواهد. این تأئید همین مطلب ما بود در اینجا.
محمّد بن علی بن الحسین، قال: قال علیٌ علیه السلام: إذا أسلم الأب جُرَّ الولدُ الی الإسلام، ولد هم به اسلام باید منتسب بشود، فمن أدرک من وُلده داعی الی الاسلام فإن أبی قتل، و إن أسلم الولدُ لم یجرّ أبویه و لم یکن بینها میراث. خب، این هم روایتی است که احد الأبوین مسلم باشند، مرتد ملّی یا فطری است.

