اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳

0
فقه

فصل سوم: روایات ارتداد فطری - فصل چهارم: دو گونه ارتداد در روایات - فصل پنجم: المرأة المرتدة - فصل ششم: روایات زندیق و منافق و ناصبی

نسخه عربی

جلسه ۳

8
  • آن وقت در اینجا دارد فی رجل رجع عن الاسلام، این رجُل نه اینکه به قرینۀ یستتاب فان تاب و الاّ قتل، این مربوط می‌شود به مرتد ملّی، که بگوئیم ذیل روایت مخصِّص یا مقیِّد صدر روایت است. یعنی حکم در اینجا می‌آید قرینه می‌شود برای تقیید موضوع. موضوع را به، نصرانیٌّ أسلَمَ، مقیَّدش می‌کند به قرینۀ روایات دیگر، یعنی ما در اینجا روایات دیگری داریم، این روایات دیگر می‌آید، این موضوع ملّی و فطری را- ببینید نکته در اینجاست که می‌خواهم برسم- روایات دیگر می‌آید موضوع ملّی و فطری را مشخص می‌کند، وقتی مشخص شد، ذیل روایت، یستتاب فان تاب و الّا قُتل مخصوص می‌شود به مرتّد ملّی، نه به مرتّد فطری. با این اختصاص، ما صدر روایت را که رجلٌ رجع عن الاسلام است مقیّد می‌کنیم موضوع را به مرتّد ملی، نه، ما این را نمی‌گوئیم. ما می‌گوئیم که این روایت اصلاً دلالت بر مرتّد ملّی و فطری نمی‌کند، وقتی که می‌گوید رجلٌ رجع عن الاسلام، این اختصاص به مرتّد ملّی ندارد، این ارتداد بدوی را اصلاً بیان می‌کند. حضرت می‌گوید: در ارتداد بدوی باید استتابه باشد. 

  • ما دو جور ارتداد داریم، دو جور هم استتابه داریم. اول ارتداد بدوی. مثل همین که برای این عالم پیش آمد. اینی که برای این عالم پیش آمد، این ارتداد، ارتداد بدوی است و به این ارتداد واقعی نمی‌گویند. همین می‌گویند: ردَّ، شبهه‌ای که پیدا بشود می‌گویند: ارتَّد. این ارتداد، ارتداد بدوی است. ملازم با این ارتداد، استتابۀ بدوی است. استتابۀ بدوی یعنی بیان امور، محاجّه، مباحثه، مطالب را برای این شخص تبیین کردن، تعریف کردن، این را می‌گویند استتابۀ بدوی. خب، بر این اساس اگر این استتابه مؤثر واقع نشد. می‌رود ارتداد ثانوی که ارتداد جدّی هست، ارتداد واقعی. 

  • در ارتداد جدّی و ارتداد ثانوی که ارتداد واقعی هست، حکم تقسیم می‌شود به دو قسم: اگر ملّی باشد، استتابه، به عنوان حبس ثلاثة ایام است. استتابه به عنوان ضرب و تهدید و مسائل جدّی است. اگر این شخص استتابه کرد که کرد و الّا قُتلَ. در مرتّد جدّی در مورد فطری، یک مسأله‌ای که در اینجا هست، این است که قُتلَ، چرا برای اینها...؟ به خاطر تخفیف. چون این شخص قبلاً نصرانی بوده، خب دارای افکار نصرانی است. اسلام در اینجا آمده علاوۀ بر استتابۀ اُولی، یک تخفیفی به او داده، یک مهلتی به او داده که این مهلت را...، و این عین عدل است، این عین عدل است که با هر کسی به مقتضای موقعیت و به مقتضای جوانب عمل بشود. به مقتضای ملّی بودنش یک تخفیف هم در اینجا داده شده، امّا حکمش در واقع قتل است، می‌بایست بکشندش، شارع در اینجا آمده از باب تخفیف و منّتاً علی العباد یک مهلتی هم به این داده است ولی در واقع چون حکم، حکم قتل است، لذا در مرتّد فطری این حکم را اجرا می‌کنند. پس دو جور ارتداد در اینجا داریم و دو جور استتابه، این یک بیانی که مربوط به این روایت است.