جلسه ۳
5ببینید اینها خیلی مطالب و نکات مهمی است، اینها مطالب، مطالب روائی است و بسیار جای دقت است، همینها خیلی به انسان فهم میدهد که انسان بداند این جمیل که آمده سؤال کرده، مرتجلاً و ابتداءً و اولاً بلا اوّل این سؤال را کرده از امام، یا اینکه قبلاً این سؤال مطرح شده و بعد جمیل...، لذا به واسطۀ عدم درک صحیح کیفیت تکلّم و تخاطب، خیلی از اشتباهات برای فقیه پیدا میشود، خیال میکند که این روایت الآن مطلق است، رجلٌ رجع عن الاسلام، فقال: یُستتاب و الّا قتل، خب این می گوید این منافات دارد با روایاتی که دلالت می کند بر اینکه لایستتاب. خب چه اشکال دارد امام بگوید لا یُستتاب، خب، این، رجل رجع عن الاسلام حضرت بگوید، لا یُستتاب، آن شقّه را بیان کند، یعنی شقۀ مرتد فطری را بیان کند. چرا حضرت آمد این شقه را بیان کرد؟ اینجاست که ما به این نکته میرسیم که در مورد ارتداد باید اوّل استتابه باشد، یعنی در اینجا جمیل در نحوۀ ملّی و فطری نیامده سؤال بکند، آمده از اصل ارتداد سؤال کرده. مسألۀ ملّی و فطری، این از موضوعات متفرعۀ بر ارتداد است و این مطلب، مطلب مهم است. مطلب مهم این است که اولاً بلا اوّل، اگر یک فردی مرتّد شد، این را نباید بکشند. چه ملّی باشد، چه فطری باشد، نه، اولاً بلا اوّل یُستتاب، یُستتاب و الّا قتل، باید توبهاش بدهند، اگر توبه نکرد، باید که کشته بشود. مقتول بشود. آن وقت حالا که یُستتاب و قبول نکرد، حالا باید چه کارش کنند؟ حالا دو جور میشود: یا ملی میشود یا فطری میشود، اگر فطری بود، قُتل، اگر ملّی بود باید توبۀ مطابق، یعنی نگهش دارند ثلاثة ایام، توجه فرمودید؟ آن ثلاثة ایام را اسمش را میگذارند استتابه، نه اینکه از اول نسبت به مرتد فطری هیچ اقدامی نکنند فوراً شمشیر را بگذارند زیر گلویش و نسبت به مرتّد ملی ثلاثة ایام صبر کنند و بعد او را از بین ببرند. اینجاست که ما میفهمیم این روایت، اصلاً در مقام تعیین ملّی و فطری نیست، این برگشتش به چیست؟ به این...

