جلسه ۳
3اگر بیان حکم باشد، فقط یک حکمی را میخواهد بیان کند، یابن رسول اللَه، رجلٌ رجع عن الاسلام، یک نفر از اسلام برمیگردد، چکار باید کرد؟ راوی در اینجا فقط می خواهد حکم رجوع از اسلام را بداند امّا کیفیاتش، کدام رجل، ملّی، فطری، اینها را هیچ اصلاً مدّ نظر ندارد، به اصطلاح به عنوان این که میگوئیم فقط اِخبار از مای شارحه، همین، دیگر مای حقیقیه مد نظر نیست، گرچه ما گفتیم مای شارحه نداریم حالا بنابر ممشای با قوم، یک وقتی از مای شارحه میخواهد سؤال بکند. فرض کنید میگوید که فلان گیاه چیست؟ میگویند فلان گیاه، گیاهی است که میریزند در آش یا آبگوشت و میخورند، امّا اینکه چیست، خصوصیاتش چیست؟ نمیگوید.
یک وقت میگوید فلان گیاه چیست؟ میگویند: آقا، فلان گیاه، اینجا این طور است، در آنجا در میآید. این خواص را دارد، این خصوصیات را دارد و برای این امراض مفید است و موارد استعمالش را هم می گویند، این مای حقیقیه میشود.
خب در صورت اوّل، این اِخبار، اِخبار اجمالی است.
در صورت دوّم، این اخبار اخبار حقیقی است.
در مقام اجمال و مقام اطلاق، فرق این است که در مقام اجمال، فقط منظور متکلّم یا منظور امام علیه السلام، صرف بیان اجمالی مسأله است، امّا بیان تفصیلی او، این میشود به مقام اطلاق. لذا اگر یاد آقایان باشد قبلاً گفتیم که بین اطلاق و بین عموم هیچ فرقی نیست الّا اینکه در عموم، الفاظ دالّۀ بر عموم است، امّا در اطلاق، لفظِ دال بر عموم نیست، ولی از نقطۀ نظر مصداق و از نقطۀ نظر متفاهم عرفی و از نقطۀ نظر دلالت دالِّ کلامی و لفظی، هم عموم و هم اطلاق، دلالت تام دارند بر جمیع افراد و مصادیقشان و دال بر ترتّب حکم است بر جمیع افراد و مصادیق، از این نقطۀ نظر هیچ فرقی بین اطلاق و بین عموم نیست و ٩٠% ، تسعین بالمئه، تمام اشتباهاتی که در اینجا اصولییّن کردند بین اجمال و بین اطلاق، این برگشتش به این است که نحوۀ بیان مسأله را خلط کردند، متوجه نشدند که این نحوۀ بیان، این موجب میشود...

