
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
تفاوتهای ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
16تلمیذ: در بحث مرتد ملّی بودن، آیا باید بهطور رسمی پدر و مادرش نصرانی باشند یا اگر اعتقادات، اعتقادات ثنویت باشد کفایت میکند؟ ما حدیث هم داریم که «کلُّ مَولود یُولَدُ علی الفِطرة»1 یا باید براساس فطرت توحید را قبول داشته باشد یا قاعدتاً همۀ اینها یهودی و نصرانی حساب میشوند و عقائد، عقائد یهودی و نصرانی است. حالا اگر ظاهراً پدر و مادر شخصی مسلمان هستند ولی به ثنویت قائل هستند و بچههای آنها بعداً مرتد شوند، آیا مرتد ملّی حساب میشوند یا فطری؟ بر چه اساس میشود؟
استاد: اگر این شخص واقعاً معتقد به ثنویت است، یعنی واقعاً معتقد است به اینکه دو خدا هست و اصلاً انکار توحید میکند و وقتی که با او صحبت شود قبول نکند ـ مثل همین قضیۀ یزدان و اهرمن که از قبل بودند ـ این شخص کافر است و بچههای او هم مسلمان نیستند. عرض کردم که مباحث خیلی گستردهای در اینجا وجود دارد. یکوقت هم میبینیم که اینها یک عقایدی دارند که اگر به آن عقاید نگاه کنیم، مراجع تقلیدمان هم همه یهودی و نصرانی هستند! یعنی به اینها اختصاص ندارد! اگر به همه نگاه کنید، اصلاً همۀ اینها قائل به توحید نیستند! یکعده قائل به جبر هستند، یکعده قائل به تفویض هستند، یکعده قائل به قدریّه هستند؛ به این ارتداد نمیگویند. یعنی تحقیقاً اگر شما با یک شخص که رساله دارد، راجع به مسائل توحید صحبت کنید، میگویید که قائل به ثنویت که چه عرض کنم حتی قائل به ألْفیت است و هزارتا آلهه را قبول دارند و هزارتا ... !
وجود شرک واقعی و حقیقی در همۀ افراد
آن شرک واقعی و آن شرک حقیقی در همه وجود دارد! «إنَّ الشرکَ لأخفی مِن نملةِ سوداءَ فی حجرِ أسود فی الیلةِ المُظلمَةِ».2 این شرک است اما کسی به اینها مرتد نمیگوید. مرتد در اینجا به کسانی گفته میشود که بخواهند اصول ظاهری حکم و حقائق را انکار کنند.
- . الکافي , ج 2، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ فِطرةِ الخَلقِ عَلَى التَّوحیدِ، ص 12، ح 4.
- . الوافي، ج ۸، أبواب فضل صلاة الجمعة و الجماعة و شرائطهما و آدابهما، باب 152، ص ۱۰۸4، ح 7822:
«فی حدیثٍ: الشركُ أخفى فی هذه الأمةِ مِن دَبیبِ النّملةِ السَوداءِ علَى الصّخرةِ الصماءِ فی اللیلةِ الظلماءِ.»
