اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

تفاوت‌های ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه

14٬425
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد می‌پردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی می‌کنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز می‌شود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که واکنش‌های عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشه‌های شرک پنهان در نفوس انسان‌ها پرداخته می‌شود.

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد می‌پردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی می‌کنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز می‌شود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره می‌شود که واکنش‌های عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشه‌های شرک پنهان در نفوس انسان‌ها پرداخته می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات

15
  • این روایت دلالت بر قتل می‌کند که باید در آن نظر شود و علت قتلی که در اینجا هست باید روشن شود. البته مرحوم شیخ در اینجا گفته است که این از احکام اختصاصی است و از قضاوت‌های اختصاصی است و تسرّی به غیر داده نمی‌شود. می‌توانیم در اینجا راجع به این قضیه بحث کنیم و خود مرحوم شیخ طوسی می‌فرماید: «لعلّها تزوّجت بِمُسلِمٍ ثُمّ ارتدّت و تزوّجت فاستحقّتِ القتل لِذلِک»،1 و این هم دلیل بر قتل در اینجا نیست.

  • تا اینجا احکام مرتد بود، از این به بعد احکام مربوط به زندیق و منافق و ناصب است که باید اینها را بخوانیم، چون راجع به اینها هم مطلب هست. اگر اینها برگردند یا کسی ناصبی شود یا سب کند چه حکمی دارد؟ اینها از احکام مهم هستند! مخصوصاً در این دوره و زمان که ممکن است خیلی‌ها سب کنند یا هتک احترام کنند باید ببینیم که چه حکمی دارند. إن‌شاءالله جلسۀ بعد.

  • یک‌وقت شخصی عصبانی می‌شود و سب می‌کند، یک‌وقت هم اصلاً به‌طورکلی می‌گوید که این چیست؟! مسخره‌بازی درآورده‌اند! اصلاً این دین نیست! چیزی نیست!

  • تلمیذ: شخصی که مثلاً به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام سب می‌کند، چه‌کار به عصبانیت دارد؟! این نسبتی با اعتقاداتش دارد دیگر!

  • استاد: این هم همین‌طور است. سبّ به ائمه علیهم‌السّلام هم موجب ارتداد است.

  • تلمیذ: سبّ از خشم و ناراحتی بوده، مثلاً عصبانی بوده است.

  • استاد: نه، فرض کنید که آخوندی شخصی را عصبانی کرده است، او به‌جای اینکه به آخوند فحش بدهد به ائمه علیهم‌السّلام می‌گوید: «ای بر پدر آن دین و پیغمبری که آمده این‌طور همه را چی‌چی کرده است!» حالا اگر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را خوب برایش تعریف کنند، [این‌ را] نمی‌گوید. اشکال به‌خاطر این است؛ مثل زنی که از دست شوهرش عصبانی است و به خدا فحش می‌دهد! چه‌کار کند به خدا فحش می‌دهد دیگر!

  • یک‌‌وقت بنده‌خدایی مسائلش را با ما مطرح کرده بود. او یک خانمی بود که با شوهرش اختلاف داشت و بعد ما می‌خواستیم که اختلافشان حل شود. البته انسان نمی‌تواند هر چیزی را که به یک شخص می‌گوید به دیگری هم بگوید یا نمی‌تواند هر چیزی را که به شوهر می‌گوید به زن هم بگوید؛ چون اینها باهم فرق می‌کنند. یک‌ وقت من راه و روش کیفیت برخورد این خانم را با شخص دیگر بیان می‌کردم و می‌گفتم که شما وقتی که می‌آیید این کار را انجام دهید و امثال‌ذلک و اتفاقاً او هم گوش می‌داد که من راجع به شوهرش این مطالب را عنوان می‌کنم. من برداشتی از شوهرش داشتم که او نداشت و او خیال کرد که من در این زمینه جانب شوهرش را می‌گیرم و ما هم نمی‌دانستیم که او اصلاً آمده است و خیال می‌کردیم که فقط شوهرش آمده و زنش به اندرونی رفته است ولی این زن هم کنار شوهرش نشسته بود اما در آن اطاق کناری بود. بعد گفت: «اگر این راه و روش پیغمبر است، اصلاً ما هیچ‌چیزی را قبول نداریم!» و آنجا را ترک کرد. خلاصه، بعد از مدت یک یا دو ماه خودش متوجه اشتباهش شده بود و آمده بود. زن هم همین است دیگر. چون فقط مسئلۀ شناخت مطرح نیست ـ حالا بیان خواهیم کرد ـ و فقط علم کفایت نمی‌کند، بلکه به‌کار گیری علم در اینجا کفایت می‌کند که این به نفسانیات انسان برمی‌گردد. آنهایی که امروز حرفی را می‌زنند و فردا حرف دیگر، به علم آنها که اضافه نمی‌شود بلکه قضیه این است که شرایط، اینها را در وضعیتی قرار می‌دهد که این استفاده را از علم بکنند و فردا شرایط، آنها را در وضعیت دیگری قرار می‌دهد که استفادۀ دیگری از علمشان بکنند که کاملاً باهم مخالف است!

    1. . همان.
/ 260