
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
تفاوتهای ارتداد ملی و فطری و بررسی حکم توبه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین احکام فقهی ارتداد میپردازند و مباحث مربوط به ارتداد ملی و فطری را بر اساس روایات بررسی میکنند. بحث با تعریف ارتداد ملی به عنوان ارتداد مسبوق به شرک و ارتداد فطری به عنوان ارتداد مسبوق به اسلام آغاز میشود و شرایط استتابه و توبه دادن مرتد مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، تفاوت میان احکام مرد و زن در موضوع ارتداد تبیین شده و به این نکته اشاره میشود که واکنشهای عاطفی و احساسی زن در این احکام لحاظ شده است. در پایان نیز به شبهات بدوی و ریشههای شرک پنهان در نفوس انسانها پرداخته میشود.
انواع ارتداد و ذکر بعضی از روایات
10تلمیذ: پس این روایت، یک نوع تخفیفی برای مرتد فطری است؟
استاد: بله، البته این مرتد ملّی است، چون «قد تَنَصَّرُ بعدَ إِسلامِهِ».
روایت پنجم: از ابیعبدالله علیهالسّلام است:
عن أبِیعبدِاللّهِ علیهالسّلام قال: «قال أمِیرُالمُؤمِنِین علیهالسّلام: ”المُرتدُّ تُعزِلُ عنهُ امرأتُهُ و لا تُؤکلُ ذبِیحتُهُ و یُستَتابُ ثلاثة أیامٍ فإن تابَ و إِلّا قُتِل یومَ الرّابِع“.»1
تلمیذ: آیا در روایت قبل اگر شهود را رد میکرد دیگر استتابه نداشت؟
استاد: اگر شهود را رد میکرد، دیگر استتابه نداشت.
تلمیذ: در روایت اول شخص نصرانی بود، فرمودند که سه روز استتابه بدهند بعداً «قُتل»، ولو اینکه عناد هم داشته باشد؟!
استاد: عناد داشته باشد دیگر استتابه ندارد.
موضوعیت نداشتن استتابۀ ثلاثة ایام در مرتد ملّی
تلمیذ: بالأخره مرتد ملّی است!
استاد: مرتد ملّی باشد، دلیل ندارد! مرتد ملّی اگر در مقام انکار و عناد باشد استتابه دهند، چون استتابه برای تخفیف است نه برای کسی که انکار و عناد دارد. وقتی که یک حکم منةً علی العباد باشد، بنابراین نفس استتابۀ ثلاثة ایام نمیتواند موضوعیت داشته باشد. استتابۀ ثلاثة ایام از باب منةً علی العباد است و تخفیف برای رجوع است. اما اگر از اول فهمیدیم که این شخص معاندی است، دیگر استتابۀ ثلاثة ایام لازم نیست و همانجا باید او را کشت.
تلمیذ: اگر شهود را تکذیب کند، اثبات نشود؟
استاد: نه، یک وقت تکذیب میکند و میگوید: «اینها اشتباه فهمیدهاند و من منظورم این نبود». عرض کردم که همۀ اینها چیزهایی است که انسان باید با فهم الحدیث بگوید. وقتی که تکذیب میکند؛ یکوقت میگوید: اینها دروغ میگویند، و یکوقت هم میگوید: اینها اشتباه فهمیدهاند و منظورم این نبوده است. خیلی وقتها انسان مطالب را اشتباه میفهمد و بعد حکم تکفیر را میدهد که برای ما هم دادهاند! البته سه سال است که عوضی میفهمند نهاینکه ... !
روایت ششم:
عن أبِیالطُّفیلِ أنّ بنِی ناجِیةِ قومًا کانُوا یَسْکُنُون الأسیافَ و کانُوا قومًا یَدّعُونَ فِی قُریشٍ نَسَبًا و کانُوا نصاری فأسلَمُوا ثُمّ رَجعُوا عنِ الإِسلامِ فبَعثَ أمِیرُالمُؤمِنِین علیهالسّلام مَعقِل بن قیسٍ التّمِیمِی فخَرجنا معهُ فلمّا انتهینا إِلی القومِ جَعل بیننا و بینهُ أمارةً فقال: «إِذا وَضعتُ یدِی علی رأسِی فَضَعُوا فِیهِمُ السِّلاح فأتاهُم» فقالَ: «ما أنتُم علیهِ فخَرجتْ طائِفةٌ» فقالُوا: «نحنُ نصاری فأسلَمنا لا نَعلمُ دِینًا خیرًا مِن دِینِنا فنحنُ علیهِ و قالت طائِفةٌ نحنُ کنّا نصاری ثُمّ أسلَمنا ثُمّ عَرفنا أنّهُ لا خیرَ فِی الدِّینِ الّذِی کنّا علیهِ فرَجعنا إِلیهِ فدَعاهُم إِلی الإِسلامِ ثلاثَ مرّاتٍ فأبَوا فوضع یدهُ علی رأسِهِ قال: «فقَتَل مُقاتِلِیهِم و سَبی ذرارِیهُم» قال: «فأتی بِهِم علِیاً علیهالسّلام فاشتراهُم مصقلةُ بنُ هُبیرة بِمِائةِ ألفِ دِرهمٍ فأعتقهُم و حَمَل إِلی علِی علیهِ الصّلاةُ و السّلامُ خمسِین ألفاً فأبی أن یقبلَها قالَ: «فخَرَج بِها فدفنها فِی دارِهِ و لَحق بِمُعاوِیة» قالَ: «فأخرب أمِیرُالمُؤمِنِین علیهالسّلام دارهُ و أجازَ عِتقَهم.»2
- . وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حدّ المرتد، باب 3، ص 548، ح 5.
- . همان، ح 6.
