
معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
بررسی فقهی جحد، انکار دین و توبه مرتد
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه ارتداد با تدریس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معنای ارتداد و بررسی آیات و روایات مرتبط با آن اختصاص دارد. بحث با تحلیل آیه ش شریفه مربوط به ارتداد آغاز میشود و تفاوت میان عدم اعتقاد و جحد یعنی علم توأم با انکار مورد توجه قرار میگیرد. در ادامه، استاد به این نکته میپردازد که اظهارنظر در مسائل فرعی دین یا ناآگاهی نسبت به برخی احکام موجب ارتداد نمیشود، بلکه ارتداد حقیقی به انکار اصل توحید، رسالت یا شریعت بازمیگردد. همچنین به کمک روایات، موضوعاتی چون توبه مرتد، تفاوت مرتد فطری و ملی، احکام مالی و ازدواج مرتد، و لوازم انکار اصول دین مورد تحلیل فقهی قرار میگیرد.
معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
توضیحات:
این جلسه از سلسله دروس خارج فقه ارتداد با تدریس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین معنای ارتداد و بررسی آیات و روایات مرتبط با آن اختصاص دارد. بحث با تحلیل آیه ش شریفه مربوط به ارتداد آغاز میشود و تفاوت میان عدم اعتقاد و جحد یعنی علم توأم با انکار مورد توجه قرار میگیرد. در ادامه، استاد به این نکته میپردازد که اظهارنظر در مسائل فرعی دین یا ناآگاهی نسبت به برخی احکام موجب ارتداد نمیشود، بلکه ارتداد حقیقی به انکار اصل توحید، رسالت یا شریعت بازمیگردد. همچنین به کمک روایات، موضوعاتی چون توبه مرتد، تفاوت مرتد فطری و ملی، احکام مالی و ازدواج مرتد، و لوازم انکار اصول دین مورد تحلیل فقهی قرار میگیرد.
معنای ارتداد و ذکر بعضی از آیات و روایات در این باب
7حالا ممکن است شخصی در خصوص نکاح و کیفیّت نکاح اشکال کند و فتوایی داشته باشد. این مسئله قابل تأمل است! منبابمثال آیا عِدّه، مختصّ به علم به انعقاد نطفه در نکاح مجدد است یا اینکه عدّه از لوازم طلاق است، ولو با علم به عدم انعقاد نطفه؟ این مسئلهای است که جای بحث دارد و ممکن است الآن افرادی باشند که معتقد باشند بر اینکه علّت برای تشریع عِدّه در طلاق انعقاد نطفه است و دخول نیست؛ یعنی نفس دخول موجب عدّه نمیشود، لذا در طلاق غیرمدخولٌبها میگویند که عدّه ندارد، بهخاطر اینکه دخول نشده است. حالا یکوقت صحبت در این است که چون این زن مدخولبها است باید عدّه نگه دارد؛ یعنی عدّه به یک مسئلۀ روحانی تعلق گرفته است، یک مسئلۀ غیر ظاهر که عبارت است از تماسّ «رجل» با «مرأه». تماسّ «رجل» با «مرأه» بهنحو حلّیت ـ بهنحو حرمت عدّه ندارد ـ فیحدّنفسه موجب عدّه است. ممکن است کسی این حرف را بزند و درمقابل ممکن است کسی بگوید که ما از لسان روایات نفس تماسّ «رجل» با «مرأه» را که دخول است، موجب عدّه نمیدانیم بلکه انعقاد نطفه را که موجب خلط میاه است موجب عدّه میدانیم. چون انسان با عدّه میفهمد که آیا این «مرأه» حامل است یا غیرحامل است و موجب اختلاط میاه و شبهه نمیشود.
قضیۀ زیاد بن ابیه پیش نمیآید که ده یا دوازده نفر ادعای پدری او را داشتند!1 زیاد بن ابیه خیلی پدر داشت! اینکه میگویند: «بیپدر بود» اشتباه است، ده یا دوازدهتا پدر داشت! فحیطان جیرانه قُصَّروا ... !2
حالا اگر شخصی علم به عدم انعقاد نطفه در «مدخولبها» پیدا کرد، حالا یا بهخاطر وسائل و اجهزهای که الآن وجود دارند یا اینکه برفرض زن اصلاً رحم ندارد و امکان انعقاد نطفه وجود ندارد و امتناع انعقاد دارد، دراینصورت جای بحث وجود دارد. در اینجا نمیتوانیم بگوییم که «إرتدّ عن دینه». اگرچه عدّه یک حکم ضروری از ضروریات اسلام است و از مسلّمات عندالفریقین است ـ هم عامه و هم شیعه قبول دارند ـ ولی صحبت در این است که منشأ این مسلّمات عبارت است از اشتهار فتوایی براساس این ملاک. حالا اگر آن فتوا براساس ملاک دیگر تغییر پیدا کرد، این مسلّمات هم در اینجا ازبین میرود و تصویر خودش را ازدست میدهد.
- . جهت اطلاع بیشتر به الكامل في التاريخ، ج 3، ص 443؛ تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 9؛ الاخبار الطوال، ج 1، ص 219 رجوع شود.
- . الغدير، ج 4، ص 324 (با قدری اختلاف):قول الصاحب ابن عباد:
فمهّـد عـلى نـُصبه عذره *** فحيـطان دار أبـيه قـصار
