اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه

بخش اوّل: آیات و روایات دالّ بر ارتداد - فصل اوّل: آیات - فصل دوم: روایات ارتداد ملّی

نسخه عربی

جلسه ۲

7
  • فرض کنید که شخص می‌گوید که من شریعت را قبول دارم، من[دین را قبول دارم، من آنچه پیغمبر می‌گوید قبول دارم] امّا این حکم را فرض کنید که من باب مثال آخوندها در آوردند. الآن خیلی‌ها هستند می‌گویند که آقا ما خمس را می‌پردازیم ولی ما خمس را به این آخوندها نمی‌پردازیم، اینها فلانند و چه‌اند، ما می‌رویم همین را به فقرا می‌دهیم و واقعاً هم می‌دهد، من خودم با خیلی از اینها تماس دارم، یک مردی است ریش تراش است و نماز خوان هم هست و بسیار مرد امینی است و در یک جایی یک مؤسسه‌ای هم دارد و خیلی چشم پاک است و به صداقت و امانت و حسن رفتار معروف است و در آنجا بسیار زنها هم تردد می‌کنند، دخترها هم تردد می‌کنند، آنها هم می‌آیند و اینقدر می‌گویند این عفیف است که اصلاً مردم با اطمینان خاطر این زنهایشان را می‌فرستند در این مؤسسه، و دخترهایشان می‌آیند در اینجا تحصیل می‌کنند و این شخص با من هم آشناست تقریباً، رفیق نیست، ولی خب سلام علیکی با هم داریم و من وقتی که این را دیدم، بسیار این را شخص پاکی دیدم، امینی دیدم، منظمی دیدم. می‌گوید آقا من کمک می‌کنم، نگاه کن ببین به این دار الایتام، امسال اینقدر کمک کردم، به این دار العجزه اینقدر کمک کردم، به این فقرا اینقدر دادم، به این چه دادم، امّا به این آخوندها من خمس نمی‌دهم، من نمی‌دهم، خمس را این آخوندها بردارند بخورند، خب این بیچاره تقصیر ندارد، خب این تقصیر ندارد. آنچه که او در آن محیط خودش از اینها دیده و برای من نقل کرده، من هم جای او بودم نمی‌دادم. اگر خود من هم جای این بودم نمی‌دادم، آنچه که از اینها دیده و آن مسائلی را که دیده، در یکی از شهرستانها هست، آنچه را که دیده، خب بگوییم که این شخصی که انکار خمس را می‌کند، آیا مرتّد است؟ این همه فقهاء الآن در ابتدای خمس، فتوی به ارتداد منکر خمس دادند، نمی‌توانیم ما بگوییم این مرتّد است. خب اینکه انکار دین را نمی‌کند، این دارد نماز می‌خواند، این با این صداقت دارد عمل می‌کند، با این امانت دارد عمل می‌کند و از انفاق ابائی ندارد، یعنی من وقتی که خمس اموالش را حساب کردم دیدم یک برابر و نیم آنچه که به او تعلق می‌گیرد، به این فقراء انفاق کرده، خب من ماندم به او چه بگویم؟ به او بگویم که آقا اینها قبول نیست؟ بگویم هیچی...؟ گفتم آقا شما بر همین رویه باش فعلاً تا اینکه خب حالا آدم کم کم فرض کنید که با او مدارا کند. از آن اوّل بیایم بگویم نه آقا، همۀ اینها باطل است؟! همۀ اینها حرام است؟! می‌گوید تو هم مثل بقیۀ آخوندهای دیگر! تو هم می‌خواهی بیایی اینجا سر ما را کلاه بگذاری، متوجه هستید؟ این است.