جلسه ۲
5سؤال: البته لوازم بَیّن
جواب: بله لوازم بَیّن است.
پس بنابراین در بحث ارتداد نکتۀ مهمی که در اینجا هست این است که ما در این بحث، در آیۀ قرآن داریم مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ یعنی کسی که از دین برگردد، دین را کنار بگذارد، کنار گذاشتن دین، یعنی کفر به اللَه، یعنی کافر شدن به خداوند متعال. این انکار به دین و جحد به دین و جحد به احکام دین، این یک نکتۀ بسیار مهمی است که در این روایت- البته عرض کردم فردا باز راجع به این مطلب ما دوباره میآییم و بحث میکنیم- این نکته مهم است.
بناءً علی هذا خب ابتداءً، اولاً بلا اول اگر یک شخصی بیاید همین طوری، فرض کنید که بر حسب عدم مطالعه، برحسب عدم تفحّص، برحسب جهل، بر اثر عدم اطلاع بیاید بگوید که این فرع وجود ندارد، فرض کنید که در حجّ رمی جمار وجود ندارد، یا من باب مثال شرب بعضی از مسائل، این موجب بطلان صوم نمیشود، فرض کنید که شرب دخان، این موجب بطلان صوم نیست! حالا این مطلب، انکار دین که نیست، یعنی آمدن و انکار و نفی یک حکمی از احکام، خب چه بسا این همه مجتهدین هستند و این مجتهدین با همدیگر اختلاف دارند. یک مجتهد شرب توتون را موجب بطلان صوم میداند، یک مجتهد شرب توتون را موجب بطلان نمیداند، پس بنابراین باید بگوییم یکی از اینها مرتّد است دیگر! یا این یا آن! اینکه معنا ندارد در اینجا. یا همین طور مطالب و مسائل ضروری دین که این مسائل ضروری، این از مسلّمات دین نیست، فرض کنید که ضروری است اما جزء مسلماتی باشد که بین عرف هم این را یکی از مسلمات بدانند مانند حرمت زنا، حرمت زنا را از مسلّمات میدانند.
حالا یک وقتی در خصوص نکاح و کیفیّت نکاح، ممکن است یک شخصی اشکال کند، یک فتوایی داشته باشد. فرض کنید که من باب مثال هستند، ممکن است باشند یا اینکه فرض کنید که این مسأله قابل تأمل است در اینکه آیا عده، مختص است به علم به انعقاد نطفه درنکاح مجدد یا اینکه عده، از لوازم طلاق است ولو با علم به عدم انعقاد نطفه؟ این یک مسألهای است، این مسأله جای بحث دارد، و ممکن است باشند الآن افرادی که معتقد باشند بر اینکه، علّت برای تشریع عده در طلاق، این علت انعقاد نطفه است، نه اینکه علّت برای دخول است، یعنی نفس دخول، این موجب عده نمیشود، لذا فرض کنید که در طلاق غیر مدخول بها، خب این عده ندارد دیگر، میگویند چرا عده نیست؟ به خاطر اینکه دخول نشده با این شخص، حالا یک وقتی صحبت در این است که چون این زن، مدخول بها هست باید عده نگه دارد، یعنی عده، روی یک مسألۀ روحانی رفته، یک مسألۀ غیر ظاهر، و آن تماس رجل با مرأه است، تماس رجل با مرأه به نحو حلّیت، نه به نحو حرمت، به نحو حرمت، عده ندارد، به نحو حلّ، تماس رجل با مرأه، این فی حد نفسه، موجب عده است، ممکن است یک کسی این حرف را بزند، یکی ممکن است بگوید، نه، ما از لسان روایات نفس تماس رجل با مرأه را که دخول است، این را موجب عده نمیدانیم، انعقاد نطفه که موجب خلط میاه است، آن موجب عده است. وقتی که عده مشخص بشود، انسان میفهمد که آیا این مرأه حامل است یا غیر حامل است و اختلاط میاه و شبهه نمیشود، قضیۀ زیاد پیش بیاید که ده دوازده نفر، همه ادعادی ...! زیاد خیلی پدر داشت! اینکه میگویند بی پدر بود اشتباه است، ده، دوازده تا پدر داشت! فحیتان جیرانه قُصَّروا...! عده برای این تشریع شده.

