اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه

بخش اوّل: آیات و روایات دالّ بر ارتداد - فصل اوّل: آیات - فصل دوم: روایات ارتداد ملّی

نسخه عربی

جلسه ۲

4
  • سؤال: به یک شبهه‌ای این لوازم را لازم نمی‌داند، به یک شبهه‌ای مثلاً 

  • جواب: نه، نه 

  • سؤال: مثلاً معتقد است که پیغمبر اکرم این احکامی را که آورده درست است ولی مال آن زمان بوده مال این زمان نیست 

  • جواب: خب ببینید،

  • سؤال: آن وقت منکر می‌شود 

  • جواب: ببینید باز ما در،

  • سؤال: در این زمان منکر می‌شود

  • جواب: باز ما در این بحث نمی‌کنیم و آنچه که من به ایشان گفتم و نتوانست جواب بدهد این است، می‌گویم یک وقتی شما در یک حکمی از احکام شک می‌کنی، می‌گویید این حکم صوم برای صحّت بدن است صوموا تصحوا، این صوموا تصحوا آیا تمام الملاک در این حکم است یا جزء الملاک است؟ خب این صوم نتیجه‌اش چه می‌شود؟ فرض کنید که نتیجۀ این صوم این است که مواد چربی، کلسترول و تری گلیسیرید مضرِّ برای خون را، برای دَم را، این صوم از بین می‌برد، بسیار خب، الآن یک دارویی، یک دوایی کشف می‌شود و به واسطۀ این دوا، تمام آن کلسترول دم و تری گلیسیرید آن و تمام سمومات آن، اسید اوریک، اوره‌، فلان، همۀ اینها را ما در مدّت یک هفته از بین می‌بریم. پس بنابراین دیگر صوم می‌رود کنار، دیگر وجوب صوم از بین می‌رود، اگر این شبهه است، خب انسان می‌تواند به او بگوید که نه آقا! وجوب صوم سوای نظر از صحّت است، وجوب صوم برای تقرّب است و احکام شرع، فقط برای ملاکات ظاهری نیامدند. ملاکات نود درصد از احکام شرع، ملاکات روحانی و تقرّب الی اللَه است و اگر شما صد کیلو از این دوا هم بخورید، باز وجوب صوم برداشته نمی‌شود، یکی از عللش همان صحّت و سلامتی برای بدن است که آن سلامتی این است. این طوری به آن فرد، انسان مطلب را می فهماند، به این ارتداد نمی‌گویند؛ یعنی این صحیح است.

  • امّا اگر نه، یک شخصی بگوید که آقا اصلاً نماز را بنده نمی‌خوانم، نمی‌خواهم بخوانم، پیغمبر اصلاً بیخود آمد گفت، این، این را می‌خواهد بگوید، می‌گوید پیغمبر از طرف خدا آمد، بعثت رسول بوده، اما احکامی را که این رسول می‌گوید...، یعنی اگر همین رسول الآن بیاید و در مقابل من بایستد و بیاید بگوید این را انجام بده و واجب است من انجام نمی‌دهم! من اشکالم به او این بود، گفتم اگر شما توحید را قبول داری و اگر بعثت رسول را قبول داری، بعثت رسول یعنی چه؟ یعنی فردی که طبق نظر خود مطلبی را عنوان نمی‌کند. شخصی که بصیرت و عین او به مسائل غیبی و ملکوتی، باز شده، شخصی که از نفس و از هواهای نفسانی و از شوائب نفسانی عبور کرده، شخصی که در تلقّی وحی اشتباه نمی‌کند. شخصی که در حفظ وحی اشتباه نمی‌کند. شخصی که در ادا و القاء وحی اشتباه نمی‌کند، این شخص، اگر به انسان بگوید واجب است، باز انسان می‌تواند بگوید نه؟ این است، فرض این است که وقتی یکی می‌گوید...، یک وقتی می‌گوید که نه! من اصلاً قبول ندارم بعثت را، خب آن بحث را ما می‌بریم در توحید، بحث را در توحید می‌بریم، بحث را در نقصان می‌بریم، بحث را در خلل می‌بریم، بحث را در لطف می‌بریم، از آن مباحث توحیدی، می‌آییم اثبات رسالت و امامت و اینها می‌کنیم. یک وقتی نه، واقعاً یک شخص دربارۀ توحید بحث ندارد، دربارۀ رسالت هم بحث ندارد، دربارۀ احکام بحث دارد. ما به او می‌گوئیم که نفی احکام، نفی رسالت است، با این خصوصیّت که اعتقاد به یک شیء اعتقاد به لوازم شیء است، نمی‌شود شما فرض کنید که، ابن عَمرو را قبول داشته باشی ولی عَمرو که ابن خالد است را قبول نداشته باشی، وقتی که شما این نسب را قبول داری، بالاتر را هم باید قبول داشته باشی. نمی‌شود شمس را اعتقاد داشته باشی، اضائۀ شمس را اعتقاد نداشته باشی. چون اضائه از لوازم لا ینفک شمس است.