جلسه ۱
8سؤال: مطالبی را که بر این بار کرده، مثل مثلاً حجاب، یعنی با این مسأله آن را برطرف میکند
جواب: به طور کلی، اصلاً همین. به طور کلی این است که فرض کنید که،
سؤال: یا مثلاً ارث. ارث بین زن و مرد
جواب: ارث در آن موقع یک جور بوده، الآن باید قائل بالمناصفه شد، زمان عوض شده، برداشتها عوض شده، این احکام مال آن زمان بود، الآن یک جور است ، مسألۀ ثواب و عقاب اصلاً یک جور است، مثلاً به طور کلی اصلاً فرق کرده، ...
سؤال: خودش این نتایج را از آن میگیرد یا نه؟
جواب: بله، بله
سؤال: تصدیق میکند اینها را؟
جواب: خود ایشان یک چیزی دارد مثلاً فرض کنید که من باب مثال، یکی از مسائلی که خُب انحراف جدّی است و ایشان مطرح میکند، این است که با توجه به این قضیه، خب این روایاتی که ما از ائمه علیهم السلام داریم، این روایات مربوط به آن زمان بود، امّا الآن این روایات دیگر از حجیّت ساقط میشود. چون شرائط زمان و مکان، موجب تحول مفهومی در تحلیلات ذهنی میشود، پس بنابراین، روایات، دیگر الآن از درجۀ اعتبار ساقط است! و این کم چیزی نیست!
سؤال: پس باید در مورد آیات هم همین طور باشد
جواب: خب، آن هم همین طور است، بله آن هم همین را میگوید، آیات را هم ساقط میکند یا اینکه فرض کنید مسألۀ دیگر که در اینجا مطرح میشود این است که این علم با آن وسعتی که دارد، یک فقیه نمیتواند اطلاع پیدا کند بر همۀ مسائل، لذا ممکن است که یک نفر از نقطۀ نظر اطلاع بر موضوعات از یک فقیه، جلوتر باشد. پس بنابراین، این انحصار فتوی در فقیه به طور کلّی از بین میرود. اینها تبعاتی است که بر این قضیه مترتب میشود. میگوید الآن یک نفر که به مسائل امروزی وارد هست، این از یک فقیه واردتر است. یعنی این در واقع باید فتوی بدهد نه یک فقیه که فرض کنید از مسائل پزشکی اطلاع ندارد، از مسائل ماوراء طبیعت اطلاع ندارد، از مسائل علوم امروزی اطلاع ندارد. او نمیتواند فتوی بدهد، فتوی باید منطبق باشد با وسعت اطلاعاتی که یک شخص، همۀ جوانب را در نظر بگیرد. پس بنابراین، این فتوی و این اجتهادی که تا به حال بوده، این اجتهاد هم از بین میرود.

