جلسه ۱
2این یک مسألهای بود که از سابق مدّ نظر بود و فقهاء هم راجع به آن مطالب متفاوت و مختلفی داشتند تا اینکه در این چند ماه اخیر، من با افراد عدیدهای که صحبت میکردم، هم افرادی که از جاهای مختلف برای من نامه میدادند از خارج از کشور، و هم افرادی که در خارج از کشور بودند و من ملاقاتی با اینها داشتم یا بعضی از دوستان که راجع به این قضیه با آنها صحبت می شد، من دیدم که خیلی مناسب هست که این بحث را ما مطرح کنیم و تا آن حدودی که عقلمان میرسد و راجع به این اطلاع داریم، این بحث را باز کنیم، البته در این زمینه، بعضیها خیلی جانب افراط را طی کردند و به مجرد ابراز یک نظریۀ مخالف، حکم به ارتداد و قتل و اعدام میکنند، بعضیها هم در جانب تفریط، به طور کلی آزادی فکر و القاء نظره و رأی را به هر حدّ ممکن، اینها جایز میدانند و مسألۀ ارتداد را اصلاً کاَنّ اختصاص به یک برهۀ خاصّی میدانند، در برههای که زمینه و ظرف، ظرف فکر و اندیشه نیست، اما در این زمان که به طور کلی، زمان، زمان تفکّر است، زمان، زمان برخورد آراء است، زمان، زمان تصادم آراء است، در این زمان دیگر مسائل فرق میکند و احکام تفاوت پیدا میکند، این هم خودش یک مسألهای است که امروزه دارد مطرح میشود.
براین اساس احکام ارث، تغییر پیدا میکند، به جهت اینکه این احکام در زمانی است که شوهر و مرد متکفل امور اهل و زوجه باشد، اما در این زمان که خود نساء، اینها در معامل و در مصانع، اینها مشتغل هستند اینها بایستی که یک تغییری داده بشود و امثال ذلک، راجع به این خیلی مسائل هست که مهمترین آن همین مسألۀ ارتداد است و ما باید بیان کنیم که احکام اسلامی قابل تغییر نیست، در زمان سابق و در زمان الآن، هیچ فرقی نمیکند و اینها دائر مدار موضوع خودشان هستند کائناً ما کان و با تغییر موضوع هم تغییر پیدا میکنند، این جای شکی نیست، اما اینکه موضوع چه هست و موضوع کیفیتش چیست، آن یک مسألۀ دیگری است، اینی که اینها میگویند و...، لذا درصدد این برآمدیم که این بحث را ابتداءً مطرح بکنیم، این هم خودش یکی از قواعد فقهیه است و مسأله قاعدۀ ارتداد است دیگر، این هم به نام قواعد فقهیه در بعضی کلمات ذکر شده، حالا من نمیدانم یک بحث مستقلی هم برای این شده یا نشده، در هر صورت این به عنوان یک قاعده ذکر شده و جزواتی هم در این زمینه نوشته شده.

