جلسه ۱
6ایشان میگویند که مفاهیم دینی، یک مفاهیم ثابت و لا یتغیّر نیست. مفاهیم دینی عبارت است از یک مفاهیمی که در هر زمان، یک معنایی را به دست مخاطب میدهد و ممکن است در یک زمان، این مفاهیم دینی دارای این خصوصیات بود، الآن دارای خصوصیات...، فرض کنید که جنّ، در زمان سابق به معنای یک موجودی بود در مقابل انسان، بعد الآن که میکروب کشف شده چون میکروب ریز و مخفی و نامرئی هست، اطلاق جنّ بر آن میکروب میشود و آن احکامی که مبتنی بر این عنوان هست، آن احکام تغییر و تبدّل پیدا میکند. فرض کنید که میگویند دستتان را بشوئید و الّا با اجنّه تماس پیدا میکنید. الآن میگویند دستتان را بشوئید، با میکروب تماس پیدا میکنید. یعنی این مفهوم در آن زمان، چون میکروب معرفی نشده بود به یک معنا و موجود غیر انسانی، تعبیر میشد ولی الآن چون این مفهوم مشخّص و معرفی شده، این عنوان جنّ به این عنوان میکروب منطبق هست. این را میگویند تغییر و عدم ثبات مفاهیم دینی که اصل تمام این اوضاع و این برنامهها بر این اساس است.
مهمترین اشکالی که بر این نظریه وارد میشود، یعنی بالاترین اشکال این است که بنابراین ما قائل به ثبات نباید باشیم در مفهوم دینی، به طور کلّی ما به لا ثباتی در هر مفهومی باید معتقد باشیم. یعنی مفهومی اصلاً وجود ندارد. هر شخصی، مثلاً آب، شما از آن آب میفهمید، این آقا از آن نان میفهمد، این آقا از آن چغندر میفهمد، این دیگر، ولی خود آب در لغت به چه معنایی هست، باید بگوییم که به هیچ معنایی نیست. یک وقت میگوئیم آقا این واضع که آمده این آب را در لغت آورده، این چه معنا دارد؟ حالا ما چه میفهمیم، این یک مطلب، اما این که الآن تو کتاب نوشته آب، این چه معنا دارد؟ اینها میگویند، نه، آب اصلاً هیچ معنا ندارد، آب در کتاب معنا ندارد. یعنی حرفشان این است، گرچه میگویند، نه، ما منظورمان این نیست، نه، آن وقت دیگر در این زمینه به مسائلی اینها متمسّک میشوند

