جلسه ۱
5سؤال: الآن شده دیگر، در خیابانها آدم قشنگ با آنها برخورد میکند عین آن کلمات سروش چون الفاظش خیلی زیباست، ما با آنها برخورد داشتیم میآیند لفاظی میکنند! میگویم حرف چه داری بزنی؟ اشعار مولوی را با کلمات ظاهر پسند سروش همین طور مثل نوار میگویند! خب این طرف را چه کارش میشود کرد؟ خیلی کار دارد، چون ذهنش رفته آن طرف. گمانم به این آیه هم تمسّک کردن شاید درست نیست اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ هَدٰاهُمُ اَللّٰهُ وَ أُولٰئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ ﴿الزمر، ١٨﴾ یعنی باید مطالب صحیح و سالم باشد بعد بهترینش را انتخاب کنند نه اینکه صحیح و سقیم...
جواب: نه! ببینید! در استماع، بالاخره شخص که اول علم غیب ندارد ببیند که آیا این مطلب صحیح است یا صحیح نیست. انسان اول مطلب را میشنود بعد با ادلهای که آنها مایز بین حق و باطل هستند آن وقت باید بین حق و باطل را تمیز بدهد
سؤال: پس ... در اینجا مفهوم ندارد؟
جواب: بله
سؤال: چکیدۀ حرف سروش چیست آقا؟
جواب: چکیدۀ حرف سروش یک نوع رُنسانس دینی و پروتستانتیسم اسلامی است. رُنسانس یعنی تغییر و تبدّل، اسم فرانسوی است، تغییر و تبدّل یک مفهوم و یک حکمی را مطابق با شرائط زمان، و دگرگونی یک مفاهیم دینی، منطبق با شرایط زمان یا منطبق با تخیّلات و افکار شخصی، این را میگویند تغییر و تبدّل، رُنسانس.
در مسیحیت، اول کاتولیکها بودند دیگر، بعد پروتستانها آمدند و یک تغییر و تحوّلی ایجاد کردند و یک آزادی دادند به مسیحیت و مردم را از این افکار مسیحیت و افکار غربی و آزادی درآوردند. اسم اینها را گذاشتند پروتستان. در مقابل آنها کاتولیکها بودند که به همان عقائد مسیحیت خیلی متمسک بودند و پافشاری میکردند و بر همان آئین، اینها حرکت میکردند در مقابل اینها که می گفتند به طور کلّی هر کس هر کاری دلش میخواهد بکند بکند و انسان آزاد است، در فعل آزاد است و اینها. ولی آنها(کاتولیک ها) نه، میگفتند که انسان هر کاری نمیتواند بکند و باید بر طبق قواعد مسیحیت ولو مخالف با عقل هست، باید عمل بکند. آن وقت نظریۀ سروش همین است.

