جلسه ۱
4جواب: عرض کردم که حالا باید راجع به این صحبت کنیم
سؤال: یعنی در جامعه چقدر شخص میتواند...؟ حتی آن کسی هم که بر اساس ؟ قدم برمیدارد فرض میکنیم شخصی که عناد هم ندارد تا چه حدّ و اندازه میتواند افکار خودش را در اجتماع مطرح بکند؟
جواب: ببینید، اگر طرح یک مسأله در جامعه، این موجب بشود که افکاری دچار تردید بشود، وظیفۀ حکومت اسلام این است که از این طرحها جلوگیری کند، اما اگر یک شخصی میخواهد افکار خودش را در معرض قضاوت و فهم قرار بدهد، یعنی واقعاً شخص، شخص معاندی نیست، بحث عناد نیست، این شخص را نمیشود از طرح افکار خودش و اینها، جلوگیری کرد، بلکه اگر این، جا برای صحبت دارد، این را بایستی که برای هر کسی که میتواند مطرح کند
سؤال: یعنی در سطح عموم یا مرحلهای میتواند وارد شود؟ یک فردی هست که میگویند آقا جان شما میخواهید تحقیق کنید اول با علماء بحث کنید، قانع نشدید، آن موقع بیائید مطلب را...
جواب: ببینید به طور کلی یک وقت هست، یک قضیه به اصل دین و به کیان دین برمی گردد، یک وقت است یک مسأله مربوط به فروعات و غیر این مسائل است که خلاصه خطری تهدید نمیکند یک شخص را، اگر به اصل قضیۀ دین برگردد، این را ما نمیتوانیم آزادی به او بدهیم که با همه بحث کند، این را بایستی که در یک سطح مختّص به خودش مطرح کند، اگر نه، یک مطلبی است که به دین برنمیگردد، یک اظهار سلیقهای است در قبال اظهار سلیقهها، خب، این طرح کردنش اشکالی ندارد، بحثش اشکالی ندارد.
سؤال: خب تمسّک به آن روایاتی که خود ائمه، سیرۀ ائمه در مقابله با زنادقه بودند نمیتوانیم نسبت بدهیم، بگوئیم در جامعه... چون آنها حکومت دستشان نبود. تمسّک کردن به آیه هم درست نیست چون...
سؤال: ...؟
جواب: یعنی طرح یک قضیّه موجب بشود افکار پایین و دنی و بسیط، اینها دچار اضطراب بشوند...

