
جلسه ۱۰۸
ریشۀ قاعدۀ تجاوز و فراغ، و وحدت آن - پیشگفتار و مقدمه طرح بحث ارتداد
جلسه ۱۰۸
9فرض كنيد كه من باب مثال در عقد تا وقتي طرفين حق خيار دارند كه مجلس، مجلس واحدي باشد، خيار مجلس تا چه وقت است؟ تا وقتي كه طرفين در مجلس باشند، خب اين يك سيرۀ عقلائيه است، چون وقتي مجلس ترك شد، ديگر وقتي كه[دوباره] آمدند توي مجلس، مردم ديگر اين را، جلسۀ ديگر به حساب ميآورند، اين را مجلس عقد به حساب نميآورند و مجلس عقد تا وقتي است كه دارند با هم مذاكره ميكنند ولو اينكه طرفين با هم معامله كردند اما تا از همديگر متفرق نشدند، اين، مجلس عقد به حساب ميآيد، ميتواند به هم بزند، ميگويد آقاجان راستي اينكه گفتيم فلان و اين حرفها، حالا، يك خرده بيشتر روي آن فكر كنيم، عجله كرديم حالا بروم يك دفعۀ ديگر...، بر اين اساس، اگر اين مجلس آمد و امتداد پيدا كرد، مجلس، مجلس واحد است، متفرق هم نشدند، اما اين مجلس امتداد پيدا كرد تا شب، عقد را صبح كردند، بعد ميآيند شروع ميكنند به بستني خوردن و چايي خوردن، ول ميكنند و يك قضاياي ديگري مطرح ميشود، ميگذرد، ظهر هم ناهار ميآيد ولي مجلس متفرق نشده، اين مجلس، ديگر مجلس واحد نخواهد بود، يعني وقتي شارع ميگويد خيار مجلس مادامي است كه مجلس متفرق نشود، در اينجا بناي عرفي ميآيد اين را محدِّدش ميكند، مقيدش ميكند، به چه؟ به اينكه همان جهت عرفي را شارع دارد بيان ميكند.
يا اينكه فرض كنيد در مورد خيار حيوان هم ما ميبينيم شارع آمده همين خيار حيوان را، چون حيوان تا سه روز خوب و بديش معلوم ميشود ديگر، ميميرد، نميميرد، مريض ميشود، چه ميشود، فرض كنيد كه تا دو سه روز مثلاً مشخص ميشود كه اين حيوان ماندني است يا ميخواهد برود. غالب بلكه نود درصد قواعد و مسائل و اصول شرعيه و قواعد شرعيه را ما ميبينيم همين مسائل عرفي تشكيل ميدهد، يعني همان عرف است، منتهي خب شارع ميآيد در اينجا گاهي اوقات براي عدم اختلاف كه بعضيها ميگويند اينجايش چطور است، آنجايش چطور، كم و زياد است، يك حدّي را شارع ميآيد در اينجا تعيين ميكند، آن وقت در اين گونه موارد، انسان بايد مرجعش فقط عرف باشد، آن ميتواند تعيين كند.
