
جلسه ۱۰۸
ریشۀ قاعدۀ تجاوز و فراغ، و وحدت آن - پیشگفتار و مقدمه طرح بحث ارتداد
جلسه ۱۰۸
6بله، اگر احتمال نقص و خلل و احتمال عدم الصحه به حدي قوي بود كه اگر ما اين مسأله را بر عرف عرضه ميكرديم، عرف در اينجا حكم به اتيان مرۀ ثانيه ميكرد همان طوري كه در محاورات و در تكاليف خودش انجام ميدهد، آن وقت آنجا جاي بحث است كه آيا ما از اين ادله يك همچنين اطلاقي را كه دائرۀ آن اوسع است از دايرۀ عرف، استفاده ميكنيم يا استفاده نميكنيم؟ اين در اينجا محل بحث است. آنچه كه از روايات در اين باب، استفاده ميشود اين است، ايني كه در روايات داريم وقتي كه شك مي كني بين دو و سه، شك مي كني در سجود، يك قدري فكر كن ببين ذهنت به كدام يك از دو طرف تمايل دارد، همين جا نظر به عرف دارد، عرف وقتي كه يك احتمال قوي در خلاف صحت براي او محرز بشود او ديگر به اصالة الصحه تمسّك نميكند بلكه دوباره برميگردد و آن فعل را در مرحلۀ ثانيه اتيان ميكند يا ترميم ميكند، پس از اينجا ما استفاده ميكنيم لسان ادله، اگر چه ادله هم نبود، خود مبناي عرف همان طوري كه عرض شد، مقيد دائرۀ جريان اصول عمليه است و همين طور قواعد فقهيه، مضافاً الي ذلك كه از خود لسان روايات در مورد شك، بعد از تجاوز از محل، اين طور استفاده ميشود كه در صورتي كه ظنّ به ؟ ما غلبه كرد، فبها، والا حكم شك را شما در اينجا اتيان بكنيد، اين نكته در اينجا هست. بله، در بعضي از موارد هست كه فرض كنيد كه شارع حكم به بطلان كرده مثل شك بين دو و سه و اين حرفها كه حكم در آنجا به بطلان است، ما در آنجا كار نداريم. بنابراين، اين پايه و اصل اصالت فراغ و تجاوز، اين برگشتش به اصالة الصحۀ عرفي است و اصالة الصحه منشأ براي اين اصالة الفراغ و تجاوز قرار ميگيرد. اين هم يك مطلب.
