
جلسه ۱۰۸
ریشۀ قاعدۀ تجاوز و فراغ، و وحدت آن - پیشگفتار و مقدمه طرح بحث ارتداد
جلسه ۱۰۸
5من يك وقتي از يكي از بزرگان شنيدم در اينجا كه در مورد مسألۀ اصالة الصّحه و جريان اصالة الصّحه، قاعدۀ لاتعاد را ايشان فقط انحصار به نماز ميدانستند و ميگفتند اين فقط اختصاص به صلاة دارد، البته هنوز زنده هستند نه اينكه از دنيا رفته باشند، هنوز هستند، از يكي از افراد از علماء و از معاريف است، اين اختصاص به صلاة دارد ولكن اگر ما با دقت بيشتري به مسأله نگاه كنيم، متوجه ميشويم قاعدۀ لاتعاد و به عبارت ديگر قاعدۀ تجاوز و فراغ، حكومت بر استصحاب اشتغال ذمّه و اشتغال تكليف دارد، چون استصحاب اشتغال ذمّه و اشتغال تكليف، اين مترتب است بر احتمال خطا و عدم اتيان مأمورُبه و قاعدۀ صحّت، نفي خطا و نفي احتمال عدم اتيان به مأموربه علي ما هُوَ الصحيح را در اينجا ميدهد و به مقتضاي تقدم تبعي و رتبي اصول عمليه نسبت به همديگر در وقتي كه اصالة الصّحه در مورد تكليفي جاري و ساري است، نوبت به احتمال عدم اتيان تكليف و متعاقب آن، اشتغال ذمّه و متعاقب آن، استصحاب اشتغال ذمّه كه عدم ادامۀ تكليف است نميرسد بلكه در اينجا ما بايد با تمسّك به اصالة الصّحه، نفي احتمال كنيم.
بله، در جايي كه اصل اتيان تكليف مشكوك است، در جايي كه اصل اتيان آن فعل مُأمِّن يا مُنَجِّز در آنجا مشكوك است، در آنجا ديگر نوبت به اصالة الصحه نميرسد، چون اصالة الصحه با فرض وقوع فعل است منتهي فعل صحيح يا فعل غير صحيح، احتمال خطاء در فعل، آنجا اصالة الصحه ميآيد، لذا در وقتي كه ما هنوز تجاوز نكرديم اصالة الصحه را نميآوريم، چون وقتي عرف به يك كاري اشتغال دارد و هنوز از آن كار فارغ نشده و احتمال خلأ و نقص و نقصان در آن ميدهد، آن را ترميم ميكند و بر همين اساس شرع هم آمده، قاعدة تجاوز و فراغ را بعد از تجاوز از محل قرار داده. ميبينيم اين همين است. و اين مسألۀ اصالة الصحه در مورد شك در اصل اتيان مأموربه و تكليف نميآيد، چون اصالة الصحه بعد از فراغ از خود فعل است، قاعدۀ استصحاب بقاء تكليف در آنجا ميآيد، اگر ما شك كرديك كه آيا نماز ظهر را خوانديم يا نخوانديم، استصحاب بقاء تكليف ميآيد. اما اگر شك كرديك كه آيا نماز ظهر را در وقت خوانديم يا در غير وقت خوانديم، بالاخره ما در خود نماز شك نداريم، در شرائط و اجزاء شك داريم. اصالة الصحه در اينجا ميآيد. اصل اين است كه مصلّي هنگام صلاة متذكر به شرائط است و مگر اينكه به نحو ديگري خلافش ثابت شود. لذا اصالة الصحه ميآيد.
