اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۸

0
قواعد فقهیه
جلسات

ریشۀ قاعدۀ تجاوز و فراغ، و وحدت آن - پیشگفتار و مقدمه طرح بحث ارتداد

نسخه عربی

جلسه ۱۰۸

2
  • فرض كنيد كه اصالت صحّت در خود مبيع، اگر فرض كنيد كه شك داشته باشيم در اينكه مبيع سالم بوده يا سالم نبوده، اصالة الصّحه حاكم است به جهت اينكه طرفين هنگام خريد توجهي به مبيع دارند، يا اينكه فرض بكنيد كه شخص آن صيغه را كه گفته، درست گفته يا خلاف گفته، اصالت الصّحه است، چون شخص عاقل متوجه تبعات فساد صيغه و خلاف نيت و ما قُصد در آنجا هست پس بنابراين حمل بر صحّت مي‌شود و به طور كلي اگر ما سيرۀ عقلائيه را در باب محاورات خودشان و در باب معادلات نگاه بكنيم مي‌بينيم اين قاعدۀ اصالة الصحه كه بعد از قاعدۀ تجاوز و فراغ ما به آن مي‌پردازيم، اين در اعمال و حركات و افعال آنها ساري و جاري است. براين اساس مي‌توانيم بگوئيم كه قاعدۀ اصالة الصحه بر استصحاب عدم تحقق موضوع حاكم خواهد بود يعني در استصحاب عدم تحقق موضوع، فرض كنيد حكم به عدم تحقق يك اثري از مكلّفين نسبت به يك قضيه اي مي‌شود. من باب مثال اگر شخصي يك معامله‌اي كرده باشد، ما شك بكنيم كه آيا اين معامله صحيح است يا صحيح نيست، در اينجا مي‌گويند كه استصحاب عدم تحقق صارف و استصحاب عدم تحقق مبدّل، مبدل عين و عوض و معوض در ملكيت الطرفين، آن استصحاب در اينجا حاكم است، به واسطۀ استصحاب ما رفع آن اثر عقد را مي‌كنيم از آن.

  • اين مطلب مشهور، محل تأمّل است، چون وقتي يك شخص معامله‌اي را انجام بدهد و يك صيغه‌اي را به كار ببرد، اصالة الصّحه كه همان اصل عرفي است، در آنجا، جايي را ديگر براي استصحاب باقي نمي‌گذارد، الّا اينكه مورد، موردي باشد، شك، شك.....

  • .... استفاده مي‌كنيم اين است كه قاعدۀ تجاوز و فراغ، ما بايد ببينيم كه آيا اين قاعدۀ تجاوز عبارت است از يك قاعدۀ من در آري شرعيه، به عبارت ديگر وضع، وضع شرعي دارد و به مقتضاي وضع شرعي، محدودۀ شرعي دارد و تعريف شرعي دارد يا اينكه قاعده، قاعدۀ عرفي است و اساس بر اين قاعده عبارت است از همان لوازمات عرفي كه بر اين قاعده حمل مي‌شود، آن اساس است. يعني به توسعه و ضيق محدودۀ عرفي، توسعه و ضيق پيدا مي‌كند اين قاعدۀ ما. شكي نيست كه بيان اولي و لسان روايات هم دلالت بر اين مطلب مي‌كند. در يكي از اين روايتها بود، ظاهراً روايت ابن ابي بكير بود كه در آنجا حضرت مي‌فرمايند، هُوَ حينَ ما يتوضأ اذكر بعدها، يا بعد الوضو، در اينجا حضرت متذكر اين اصل عرفي مي‌خواهند بشوند. شخص عاقل در حين وضو، خب متوجه فعل خودش است، معني ندارد خلاف انجام بدهد، وقتي كه شخص عاقل مي‌داند با اين فعلي كه انجام مي‌دهد بري الذمه نمي‌شود درصدد رفع نواقص آن برمي‌آيد و درصدد دفع خلل آن برمي‌آيد، ديوانه نيست كه بخواهد اين فعل را انجام بدهد، وقتي كه مي‌خواهد وضو بگيرد، قبل از اينكه دست راست را بشويد، با توجه به اينكه شستن دست چپ، قبل از دست راست مبطل است، اين كه نمي‌آيد اين را انجام بدهد، پس بنابراين حضرت در اينجا اين اصل عقلائي را مي‌خواهند بفرمايند، هُوَ حينَ ما يتوضأ اذكرَ يعني نبايد به شك توجه بشود. شما در مورد معاملات خودتان چه كار مي‌كرديد، توجه مي‌كرديد؟ نه. حضرت مي‌فرمايد كه عبادات هم بر يك نسق و بر يك وَتيره است مانند معاملات، مانند مسائل عرفي و خداوند متعال همان گونه در عبادات و غير عبادات از مسائل شرعي، معاملات، عمل مي‌كند كه شما در مسائل عرفي به آن عمل مي‌كرديد، اصل، اصل واحد است. اصل تجاوز و فراغ كه مترتب بر اصالة الصحه است، اين يك اصل عقلائي است، اصل متعارف عرفي است.