جلسه ۱۰۷
4یک روایت دیگر که باز این هم در مورد سجده و رکوع و اینها است:
حماد بن عثمان قلت لابی عبداللَه علیه السلام اَ شُکُّ و انا ساجد، فلا ادری رکعت ام لا؟ فقال قد رکعت اِمضیء، در اینجا حضرت تصریحاً میفرماید که تو این رکوع را انجام دادی، رکوع کردی، و بایستی که توجهی نکنی.
در مورد سجده روایت عبد الرحمن بن ابی عبداللَه علیه السلام، قُلتُ لابی عبداللَه علیه السلام، رَجُلٌ اهوا الی السجود فلم یدر اَ رکع ام لم یرکع قال قد رکع. در اینجا هم، در مورد رکوع حضرت میفرماید که تجاوز کرده و نباید توجه بکند.
یک روایت دیگر از محمّد بن مُسلم است که در مورد وضو است میفرماید قال سمعت ابا عبداللَه علیه السلام یقول: کل ما مضی من صلاتک و طهورک و ذکرته تذکراً فمضه و لا اعادة علیه در اینجا هم شک در صلاة و طهور است، البته ناگفته نماند که چون این شخص در اثناء صلاة، یک وقت ممکن است بگوئیم که در اثناء صلاة اگر شک در طهارت کند، چون هنوز از صلاة خارج نشده، این باید نماز را اعاده کند و دوباره طهور در اینجا برایش پیدا بشود، چون طهارت یک امری است مستمر مع الصلاة، با صلاة است، پس وقتی شک در طهارت میکند شک در نَفس الشیء میکند، پس در اینجا روایت دلالت میکند، بعد از صلاة، بعد از صلاة اگر شما شک در طهارت کردید، در اینجا فشکک لیس بشک و لا اعادة ولی هیچ وقت شخص شک در طهارت نمیکند، شک در طهارت یک امر غریبی است، شک در سبب طهارت همیشه برای انسان هست که آیا سبب طهارت که وضو یا غسل است، قبل از صلاة حاصل شده یا نشده؟ امّا نه اینکه انسان شکّ در اصل طهارت میکند و وقتی که وارد در صلاة شد، تجاوز از محل، در اینجا صادق است و لا اعادة در اینجا شامل میشود. پس ما در اینجا شکّ در مسبب نداریم، شکّ در مسبب ما ناشی از شک در سبب است، یعنی شک در سبب که وضو است یا غسل است یا تیمم است، آن موجب شک در مسبب شده، پس مسبب در اینجا، موجبی نخواهد بود.

