جلسه ۱۰۷
3باز حضرت در اینجا در ذیل روایت یک علّت کلّی را بیان میکند، گرچه شخصی ممکن است در اینجا اشکال کند و بگوید که به ملاحظۀ تناسب سؤال و جواب، منظور از اذا خَرَجتَ مِن شیءٍ، من شیءٍ، همان صلاة است لا کُلُّ عَمَلٍ، چون بحث، بحث صلاة است، سؤال، سؤال از صلاة است، از اذان و اقامه و تکبیر و رکوع و اینهاست، ولی با توجه به اینکه حضرت در اینجا یک مطلب واحد را دائماً تکرار میکنند و کَاَنَّ دارند ملاک برای صحّت صلاة را بیان میکنند، آن ملاک عبارت است از خروج عَن موضع و دخول در موضع غیر، این ملاک است، که همان قاعدۀ تجاوز است. در اینجا به این ملاک، این بیان، تعمیم پیدا میکند، اذا خرجت من شیءٍ ثم دخلت فی غیره ، شیء در اینجا اطلاق دارد، اذا خرجت من کلّ شیءٍ ثم دخلت فی غیره فشکُّکَ لیس بشک، این هم این روایت.
یک روایت دیگر که در اینجا باز دلالت بر یک موارد خاص میکند که شک در سجود است اسماعیل بن جابر عن ابی عبداللَه علیه السلام قالَ ان شَکَّ فی الرکوع بَعدَ ما سَجَد فلیمضء باید اعتناء نکند و ان شکَّ فی السَجّدَه بَعدَ ما قام بعد از اینکه ایستاد فلیمضء باید ادامه بدهد چون بعد از خروج از محلّ است. این فرق میکند با اینکه یقین به عدد سجده پیدا کرده، نه، در شکّ در سجده، در اینجا استصحاب وارد نیست. استصحاب عدم اتیان سجده در اینجا نمیآید، بعداً باید این بحثش بیاید که آیا این قاعده، حاکم بر استصحاب است یا اینکه حکومت ندارد؟ در اینجا استصحاب نمیآید. بعد از اینکه ایستاد ولو اینکه شکّ در رکن است، سجدتین دیگر، ولی چون از موضع گذشته است، خروج عن موضع است و دخول در موضعٍ آخر، فلیمضیء، بایستی که این اعتناء نکند. کلُّ شیءٍ شَکَّ فیه هر چیزی را شک کرد وَ قَد جاوَزه تجاوز کرده و دَخَل فی غیره فلیمضیء. این هم یک روایت.

