جلسه ۱۰۷
2روایت دیگر روایت بکیر بن اعین است قال قلتُ له علیه السلام، عن ابی عبداللَه علیه السلام است، الرجل یشک بعد ما یتوضأ قال هو حین ما یتوضأ اذکر من ما شک فیه حضرت میفرماید که در موقعی که دارد وضو میگیرد، این حالت ذُکر او اَقوای از بعد از وضو است پس بنابراین به شک نباید توجه کند. این روایت در خصوص وضو است، منتهی از ذیل روایت که اذکر منه باشد، در اینجا یک استفادۀ تعمیم ما میتوانیم بکنیم که هر عملی تا وقتی که انسان در نَفس آن عمل است، متوجه است، بعد از اینکه از آن عمل بیرون آمد، برای او شکّ عارض میشود و چون مدار قبول و عدم قبول احکام به نفس الامریت آنها هست، بنابراین شارع در اینجا حالت شخص را نسبت به آن عمل ممضی کرده، چون در موقعی که این عمل را دارد انجام میدهد، میداند دارد چکار میکند دیگر، متوجه است که دارد چکار میکند، لذا در اینجا نوبت به شک او در بعد از عمل نمیرسد چون معیار، معیار نفس الامری بودن عمل است، نه مطابقت با علم و تصوّر انسان، این روایت دربارۀ وضو، البته باز روایاتی داریم دربارۀ وضو و این حرفها، فقط صرفنمونه این را عرض کردیم.
یک روایت داریم این روایت در باب اقامه و تکبیر است. زراره عن ابی عبداللَه علیه السلام رَجلٌ شَکَّ فی الاذان و الاقامه وَ قَد کَبَّر قالَ یمضی، قُلتُ رَجُلٌ شَکَّ فی الَتکبیر وَقد قَرأء قالَ یمضی، قُلتُ شکَّ فی القَرائَة و قد رکَّع قال یمضی، قُلتُ شک فی الرکوع و السّجود، قال یمضی علی صلاة ثم قال یا زراره اذا خرجت من شیءٍ ثم دخلت فی غیره فشکُّکَ لیس بشک.
خب این مواردی را که زراره ذکر میکند، تمام اینها شک در اجزاء است، یعنی شک در نَفس جزء و خروج بعد از آن جزء است. یعنی شک در اقامه است و دخول در قرائت است، شک در قرائت است و دخول در رکوع است، شک در رکوع است و دخول در سجود است و هلُّم جراً.

