جلسه ۱۰۷
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در قاعدۀ فراغ و تجاوز است. این قاعده نه تنها در مورد صلاة بلکه در بسیاری از ابواب فقهی هم مورد استفاده و جریان قرار میگیرد و بسیار قاعدۀ مهمی است و در خیلی از موارد میتواند راهگشا باشد.
ادلّهای که برای این قاعده ذکر کردهاند یکی روایات است که بعضی از آنها دلالت بر مورد خاص میکند در طهارت یا در صلاة یا در حج، و بعضی از آنها دلالت بر موارد عامّه دارد. حالا اول آن روایاتی که دلالت بر مورد خاص میکند:
یکی روایتی است که دربارۀ وضوء است؛ ابن ابی یعفور عن ابی عبداللَه علیه السلام اذا شکَکتَ فی شیء من الوضوء وَقَد دخلت فی غیره فَلَیسَ شکُّکَ بشیء انّما الشَّکُّ اذا کنت فی شیء لم تجزه.
آنچه که در این روایت است این است که اذا شککت فی شیء من الوضوء و قد دخلت فی غیره، ممکن است ما بگوئیم وقد دخلت فی غیره این به اصل وضو برمیگردد یعنی مثلاً شک در مسح است یا شک در غَسل وجه است و انسان داخل شده در صلاة یا در یک امر دیگر، در این جا فَلَیسَ شکُّکَ بشیء انّما الشَّکُّ اذا کنت فی شیء لم تجزه.
ممکن است بگوئیم که فی غیره ضمیرش به شیءٍ برمیگردد مثلاً انسان شک در غَسل ید میکند و در اینجا تجاوز کرده و به غسل ید یُسری رسیده یا به مسح در اینجا رسیده، آن وقت در اینجا میفرماید که فلیس شکک بشیء.
پس بنابراین فتوی فرق میکند چون طبق فتوای مشهور شک در اثناء وضوء موجب اعاده است اما شک بعد از وضو، این دیگر موجب اعاده نیست. حالا راجع به خصوص این جهت، این دیگر مسألهاش، مربوط به فقه است، ما دیگر راجع به این بحث نمیکنیم چون باید ادلّه و اینها را بیاوریم و نظر بدهیم. آنچه که به نظر این حقیر میرسد این است که شک در تجاوز بعد از محل و لو فی الوضوء این موجب عدم اعتناء هست و دلالت بر صحّت وضو میکند. ولی مشهور خلاف این است یعنی مشهور شک در اثناء را مبطل میداند و شک بعد از فراغ را نه. و تأئید این مطلب، ذیل روایت است انّما الشَّکُّ اذا کنت فی شیء لم تجزه. شک در صورتی منجز است که شما در نَفس آن شیء باشید و هنوز تجاوز نکرده باشید، اما اگر فرض بکنید که تجاوز کردید این...، و دلیل بر این است که ممکن است انسان در صلاة باشد. شک در صلاة خب ممکن است فرض بکنید که شک در رکوع باشد و انسان قبل از سجده باشد، یعنی شک در قرائت باشد و این به رکوع رسیده باشد خب فلیس شکک بشیء در اینجا شامل است در حالتی که در اینجا تجاوز کرده، بحث تجاوز، تجاوز از خود اصل العمل نیست، تجاوز از نفس الجزئیت است، آن جزئیتی که انسان هنوز در آن قرار دارد. این یک روایت که دلالت بر وضو میکند، که البته حالا بعداً عرض میکنیم که ذیل این روایت دلالت بر تعمیم دارد انّما الشَّکُّ اذا کنت فی شیء لم تجزه ذیل روایت دال بر عام است ولی صدر روایت فقط در مورد وضوء است.

