جلسه ۱۰۶
9پس بنابراین این در اینجا یکی از آن مواردی است که ما در آنجا قائل به انفکاک هستیم بین دو واجب. یعنی برای افرادی که مانع ندارند در ماه رمضان، میشود واجب مشروط. قبل از حضور ماه رمضان واجبی نیست. لذا اگر قبل از ماه رمضان شخص بمیرد، از دنیا برود، صومی بر گردنش نیست. صلاتی بر گردنش نیست مثل اینکه قبل از صلاة ظهر شخص بمیرد خب صلاتی به گردنش نیست. اما وقتی که ماه رمضان آمد و این شخص مانع داشت این صوم بالنسبه به این شخص آن شرطش را از دست میدهد. واجب واجب مطلق میشود. لذا بعد از ماه رمضان به همان حکم اول و به همان امر اول باید نماز بخواند چرا؟ چون در اینجا با وجود شرطی که خود شرع این شرط را دخالت داده است تعلق تکلیف نسبت به این محال خواهد بود.
این بحث راجع به این بود و این حالا یک فرعی بود که خب به مناسبت، ذکر شد. این بحث تمام میشود. قاعدۀ لاتعاد دیگر تمام میشود و دیگر مسالهای در حول و حوشش نیست و این مربوط به این است البته قاعدۀ تجاوز و اینها هم داریم که حالا میآییم میخوانیم. این قاعدۀ لاتعاد و قاعدۀ تجاوز و اینها، اینها همه در یک محور هستند البته قاعدۀ لاتعاد فقط مربوط به صلاة است مربوط به غیر صلاة نیست چون در خصوص صلاة آمده اما قاعدۀ تجاوز هم در صلاة است و هم در غیر صلاة است که ارتباطش را با قاعدۀ لاتعاد انشاءاللَه میآییم بیان میکنیم. انشاءاللَه بحث بعدی قاعدۀ تجاوز است.
سؤال: در عالم ثبوت چطور برای آدمی که خواب است حکم منجز شده است؟
جواب: حکم منجز شده از این باب که، یک وقت میگوییم حکم منجز شده، یک وقتی میگوییم فعلیت پیدا کرده. در تنجز، قابلیت کفایت میکند. این شخص قابل است مثل اینکه حکم به اول صلاة بر فرد بیاید در حالی که فرد دارد رانندگی میکند، اصلاً متوجه نیست که ظهری شده یا نشده. یعنی صرف قابلیت، برای تنجز کفایت میکند. آن مساله مسالۀ فعلیت است، از نقطۀ نظر عقلیت، فعلیت تکلیف بالنسبه به غیر ذاکر، آن عقلاً محال است و غیر قادر, آن فعلیت را قبول داریم، فعلیت پیدا نمیکند. فعلیت وقتی است که آن شخص متوجه باشد، در حال شعور و حضور باشد ولی از نقطۀ نظر تنجز، صرف قابلیت کفایت میکند یعنی همین که این شخص الان قابل است برای اینکه لو رفع المانع اینکه این حکم را اتیان کند، خب این کفایت میکند.

