جلسه ۱۰۶
8و از اینجا این فرع را هم ما میتوانیم استنباط و تخریج کنیم که اگر شخصی در ماه رمضان مسافر بود و نتوانست انجام بدهد. در خارج از ماه رمضان به نحوی بود که عمل او، این عملش خودش موجب سفر است یا نتوانست انجام بدهد، باید حتماً بماند و مسافرت نکند و خود را در تحت شرایط صوم[قرار بدهد و صوم را] به جا بیاورد چرا؟ چون دو حکم ما در اینجا داریم:
یک حکم به اصل الصوم
یک حکم است به صوم فی الحضور، صوم فی رمضان، صوم با صحت.
خب اگر شخصی میتواند شرایط برای اتیان به حکم اولی را اتیان کند نمیتواند دیگر در اینجا مسافرت کند، بگوید خب من در اینجا مسافرت میکنم و خودم را از تحت این حکم بیرون میآورم. پس بنابراین این فتوایی که فرض کنید که اگر شخصی در بلاد کبیره باشد و این در اینجا بخواهد بیاید حکم به عدم صوم برایش تعلق میگیرد و بعد اگر بخواهد ادامه بدهد دیگر لازم نیست که این قضای صوم را بجا بیاورد این خالی از تامل است و حکم همین است که اگر نتواند یک شخصی- البته این بلاد کبیره را که اصلاً ما قبول نداریم- اگر نتواند به علتی صوم را در ماه رمضان اتیان کند، به لحاظ بقاء حکم اول، این باید خود را در تحت شرایط حکم اول اتیان کند. پس بنابراین این میشود واجب مطلق نه واجب مشروط. بالنسبۀ به اول، حکم حکم واجب مطلق است چرا؟ چون در اینجا این حکم به وجوب صوم آمده است منتهی این حکم به وجوب صوم در این ظرف است. یعنی دو حکم در اینجا در واقع هست. حکم حکم واجب است باید این واجب را انجام بدهد. برای تحصیل این واجب مانند نماز میماند بالنسبه به طهارت، صلاة مقید به طهارت است، واجب است بالنسبه به طهارت نه اینکه واجب است بالنسبه به وقت، بالنسبه به وقت میشود واجب، واجب مشروط یعنی همین نفس صلاة بالنسبه به وقت میشود واجب واجب مشروط اما صلاة بالنسبه به طهارت واجب مطلق است. وقتی که حکم به صلاة آمد دیگر آن مکلف باید برای تحصیل طهارت، خودش اقدام کند نمیتواند بگوید که خب این صلاة مشروط به طهارت است و چون الان در جلوی من مائی نیست پس بنابراین رفع این وجوب میشود، نه, حکم به نفس صوم این واجب واجب مطلق هست و این شخص باید تحصیل طهارت کند. در ماه رمضان واجب واجب مشروط است یعنی در ماه رمضان بالنسبه به ماه رمضان واجب مشروط است بالنسبه به افرادی که نمیتوانند این واجب واجب مطلق میشود.

