جلسه ۱۰۶
7پس بنابراین یک مستنبط و مجتهد باید کاملاً دقت کند در اینکه مکان و زمان در صورتی که دخیل در ترتب حکم واقع میشوند، آیا به نحو قیدیت دخیلهستند یا به نحو ظرفیت؟ و این یکی از مشکلترین موارد این مساله است که باید دقت شود.
بناءً علی هذا آنچه را که ما از ادلۀ وجوب قضاء صوم حائض یا نفساء به دست میآوریم و استنباط میکنیم این است که ما در اینجا دو امر داریم:
یک امر به وجوب صوم شهرٍ فی ایام سنه، این یک وجوب است.
وجوب دیگر وجوب صوم شهر فی رمضان است. یعنی رمضان به عنوان ظرف برای این موضوع در اینجا لحاظ شده است نه به عنوان قید. لذا در آن موانعی که خود شرع آن موانع را دخیل قرار میدهد در تعلق صوم یا عدم تعلق صوم، ما در اینجا میبینیم که باز شارع حکم به صوم کرده مانند فرض کنید مسافرت، حیض، مرض و امثال ذلک که خود شارع صحت صوم را مشروط به صحت کرده است نه اینکه بیان شارع برای آن خالی از این شرط باشد. خود شارع صوم را مشروط به حضور کرده است و مسافرت را مانع از تعلق وجوب میداند. خود شارع طهارت مرأه را دخیل و قید برای تعلق صوم کرده است و حیض را مانع از تعلق او میداند. این ... فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ ... ﴿البقرة، ١٨٤﴾ ... فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ ... ﴿البقرة، ١٨٥﴾ این دلیل بر این است که در اینجا شهر رمضان به عنوان ظرف، دخیل در تعلق حکم است نه به عنوان قید. یک ماه را شما باید روزه بگیرید. یک شهر کامل بر ما در ایام سنه واجب است منتهی ظرف این حکم در ماه رمضان است، ظرفش ماه رمضان است و الا اگر فرض کنید که در ماه رمضان این وجوب نبود این حکم به وجوب صوم در جای خودش باقی میماند لذا بعد از ماه رمضان به همان حکم اولی وجوب فی شهرٍ، به همان حکم اولی بعد از ماه رمضان باید این صوم را در اینجا اتیان کند و قضایی که در اینجا هست این قضا نه به این معنایی است که حکم در اینجا آمده است و بعد این نمیتواند، این خلاف است. نه، به عنوان این است که این قضاء به عنوان تسامح است یعنی این شخص چون نتوانسته اتیان کند، عدم القدرة داشته نسبت به اتیان، این در اینجا حکم به اتیان به صوم آمده برای بعد از [رمضان].

