اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۶

0
قواعد فقهیه
جلسات

بحث از تسلیم و قرائت

نسخه عربی

جلسه ۱۰۶

4
  • اگر جاهلی نمی‌تواند تکلیف را به آن کیفیت خیلی بالا و خیلی عالی اتیان کند تکلیف به همان مقدار به او تعلق می‌گیرد، تکلیف به صلاة صبح به مکلف به همان مقدار استطاعت او تعلق می‌گیرد نه بیشتر. و این شبهه‌ای که افتاده در مورد فرض کنید که صلاة طواف نساء، این شبهه از زمان شیخ انصاری به این طرف قرار داده شده و واقع شده که سهو در قرائت، این موجب بطلان صلاة طواف است و بطلان صلاة موجب عدم حلیت موجبات احرام است و اگر فرض کنید که این شبهه صحیح باشد این شبهه اختصاص به صلاة طواف نساء ندارد این مربوط به همان صلاة طواف...

  • ...باقی می‌ماند. این در همان احرام باقی می‌ماند و وقت حج تمتع که می‌رسد هنوز در احرام عمرۀ تمتع باقی مانده، در حالی که باید حج تمتع انجام بدهد یعنی تمام اعمالش باطل می‌شود و اگر این اشکال صحیح باشد اشکال به اصل حج برمی‌گردد.

  • لذا در اینجا باید گفت که اصلاً وقتی که تکالیف تعلق می‌گیرند به مکلف، بر حسب قدرت تعلق می‌گیرند یعنی تکلیف تعلق می‌گیرد به مکلف آن مقداری که مکلف می تواند اتیان بکند. اگر جاهل باشد یک جور تکلیف تعلق می‌گیرد و اگر عالم باشد جور دیگری تعلق می‌گیرد. تکلیفی که متوجه عالم است آن تکلیف در مقام فعلیت متوجه جاهل نخواهد بود نه اینکه تکلیف تعلق می‌گیرد و چون آن شخص نمی‌تواند اتیان کند حکم به قضاء هم می‌کند! اصلاً تکلیف تعلق نمی‌گیرد و همین طور قضیه در مورد...، و اشکال ندارد که تکلیف تعلق بگیرد. حکم به قضاء در آنجایی است که حکم به اداء فعلیت داشته باشد و در جایی که حکم به اداء تنجز پیدا نکند حکم به قضاء در آنجا نخواهد بود.

  • لذا در اینجا یک مساله‌ای که مطرح می‌شود این است که آیا صوم حائض در ماه مبارک رمضان آیا حکم تنجزی برای او آمده است یا حکم تنجزی نیامده؟ یعنی آیا حکم آمده است برای حائض و چون حائض صارف و مانعی دارد لذا حکم به قضاء بعد از ارتفاع مانع می‌آید، این طور است؟ به مقتضای ادله ما باید بگوییم اصلاً حکم منجز برای این حائض نیامده، حکم اصلاً برای او منجز نشده است، حکم در مقام انشاء باقی می‌ماند. فرق است بین اینکه حکم از طرف شارع تعلق بگیرد برای مکلفی که مکلف، عدم قدرت عقلی دارد یا حکم تعلق بگیرد برای مکلف که مکلف، عدم قدرت شرعی دارد. یک وقت حکم تعلق می‌گیرد به مکلف، فرض کنید حکم تعلق می‌گیرد به مکلف نائم، حکم به صلاة تعلق می‌گیرد، مکلف در اینجا نائم است و یقظه یک شرط عقلی است، شرط قدرت است، شخص نائم عدم قدرت دارد، صدق نمی‌کند. این در اینجا منجز است، این فعلیت ندارد. یعنی حکم به اداء هست ولی چون در اینجا عدم قدرت عقلیه هست، در اینجا حکم برمی‌گردد به قضاء. چون نمی‌تواند انجام بدهد در حال نوم، این حکم متبدل می‌شود به حکم به قضاء بعد النوم.