جلسه ۱۰۶
2سؤال: در حقیقت اعاده ای نیست
جواب: بله اعاده ای نیست.
آن وقت مطلب اینجاست که اگر این جلوس به تطویل بکشد به نحوی که نفس تطویل، خودش صارف بشود این باز مبطل صلاة را در اینجا انجام داده چون در صلاة یکی از شرایطش توالی و ترتب است و توالی اجزاء بر یکدیگر، این مکث طویل موجب عدم توالی خواهد بود و این خودش مبطل خواهد بود.
یکی از آن مطالبی که در موارد دیگر هم مورد استفاده واقع می شود قرائت است. قرائت به عنوان شرط برای صلاة یا شرط برای نفس جزء، هر دوی اینها، به دو نحو میتوانیم ما این را در نظر بگیریم:
یک وقت قرائت شرط برای صلاة است منتهی مقارن با جزء است، مقارن با حمد است یا مقارن با سوره است، در اینجا خب چون شرط است، نسیان آن در هر جزئی خروج از محل به حساب میآید یعنی من باب مثال وقتی که ما بگوییم بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ ﴿الفاتحة، ١﴾ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ ﴿الفاتحة، ٢﴾ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ ﴿الفاتحة، ٣﴾ مٰالِكِ يَوْمِ اَلدِّينِ ﴿الفاتحة، ٤﴾ إِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ ﴿الفاتحة، ٥﴾ اِهْدِنَا اَلصِّرٰاطَ اَلْمُسْتَقِيمَ ﴿الفاتحة، ٦﴾ وقتی که میگوییم در وسط این، یک دفعه متوجه میشویم صلاة صلاة اخفاتیه است، نماز ظهر است، خب عدم اتیان این شرط چون شرط برای اصل الصلاتیه است در هر جزئی از حمد که جهراً قرائت شود خروج از محل به حساب میآید پس بنابراین اعاده لازم نیست چون در جزء گفتیم خروج از محل نباید باشد. اما اگر نه این جهر شرط برای نفس این قرائت باشد شرط برای نفس این جزء باشد ولو اینکه ما تمام حمد را خواندیم و داخل در سوره شدیم، در اینجا باز عدم خروج از محل صدق میکند چون اخلال در شرط موجب اخلال به مشروط است و مشروط در اینجا حمد است که هنوز خروج از محل بر او صدق نمیکند پس بنابراین باید اتیان کند.

