جلسه ۱۰۵
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در مورد تکبیرة الاحرام و قیام عند التکبیر بود.
در اینجا روایتی هست، صحیحۀ حلبی است عن ابی عبداللَه علیه السلام عن رجل نسی ان یکبر حتی دخل فی الصلاة فقال ألیس کان فی نیته ان یکبر؟ قلت نعم قال فلیمض علی صلاته این روایت به ظاهرش دلالت دارد بر إجزاء صلاة بدون تکبیرة الاحرام.
نظیر این روایت، صحیحۀ بزنطی است عن الرضا علیه السلام قال قلت له رجل نسی ان یکبر تکبیرة الافتتاح حتی کبر للرکوع قال أجزء.
این دو تا روایت با آنچه را که اجماعی فقهاء هست به ظاهر منافات دارد که حتی ادعای اجماع از مسلمین شده که بدون تکبیرة الاحرام صلاة باطل است. بنابراین در صورتی که ما نتوانیم تَمحُّلی برای این روایات پیدا کنیم باید یا قائل بشویم بر اینکه آن اجماع مخدوش است یا اینکه خلاصه این روایات را حمل بر غیر از آن معنای ظهوری خودش بکنیم.
اما آنچه که مؤید اجماع و فتوای مسلمین است یکی مرسلۀ صدوق است عن الصادق علیه السلام که حضرت میفرمایند الانسان لا ینسی تکبیرة الافتتاح اصلاً نسیان تکبیرۀ افتتاح معنا ندارد. چطور ممکن است فرض کنید که یک شخصی نیت داشته باشد نماز بخواند ولی تکبیرة الاحرام را نگوید؟ حالا ممکن است دستش را بالا نیاورد اما شخصی که میخواهد نماز بخواند، کأنَّ حضرت خواستند این را یک امر مفروضی در اینجا قلمداد کنند، اینکه اصلاً انسان نسیان تکبیرة الاحرام برایش معنا ندارد که همین مطلب را ما بعداً در قیام با تکبیر میآییم میگوییم و از اینجا به این مطلب میرسیم که بسیاری از روایات ناظر بر عرف است یعنی ناظر بر همین مرتکزات عرفی هست چطور اینکه خود حضرت میفرماید که: در صحیحۀ حلبی رجل نسی ان یکبر حتی دخل فی الصلاة فقال الیس کان فی نیته ان یکبر اینی که تکبیر گفته حضرت میخواهند بگویند این گفته، حالا این فراموش کرده...، از کجا معلوم است؟ در نسیان شاید اشتباه کرده یعنی اشتباه میکند که نسیان کرده، نسیان نکرده. در واقع حضرت میخواهند یک مسالهای را به این تحمیل کنند بگویند اصلاً مگر ممکن است تو نیت تکبیرة الاحرام داشتی و تکبیر نگویی؟ اصلاً مگر میشود یک چنین چیزی؟ این خیلی خلاف مرتکزات عرفیه است که شخصی میخواهد نماز بخواند و نیت تکبیرة الاحرام...، حالا اللَه اکبر میگوید ولی دستش را نیاورد یک چیزی اما اینکه اصلاً به طور کلی تکبیرة الاحرام را نگوید این خیلی خلاف مرتکزات است.

