جلسه ۱۰۵
4اصلاً به طور کلی شاید از اولی که - من باب مثال دارم میگویم- از هنگام بعث پیغمبر به رسالت تا الان، شما چند نفر را برای من مثال میزنید که اینها وقتی که نشستند نیت نماز ظهر میکنند تکبیر میگویند بعد بلند میشوند فرض کنید که فاتحة الکتاب را میخوانند؟ اصلاً امکان دارد یک همچنین چیزی؟ یعنی امکان وقوعی دارد؟ آیا در خارج اصلاً تحقق دارد؟ اگر شخصی نیت نماز ظهر را میکند یا میبیند سالم و صحیح است خب بلند میشود قائماً میخواند یا مریض است جالساً میخواند، اینی که نیت نماز ظهر را بکند و بداند وقت ظهر آمده در عین حال غافل باشد از قیام، من یک همچنین چیزی را واقعاً از یک عاقلی بعید میدانم که هم نیت نماز ظهر در او پیدا شود و تکبیر هم بگوید بعد جالساً باشد و بگوید عجب! من باید ایستاده نماز بخوانم، در حال قیام نماز بخوانم، بعد بلند شود...! بعد بگوییم که چرا لاتعاد شامل این مورد نشده!؟
پس بنابراین آنچه که ما از این روایت لاتعاد استفاده میکنیم با توجه به اینها، توجه به یک مسالۀ عرفی و یک مطلب حقیقی است که ما بدانیم روایات در چه موردی نازل شدند؟ این بسیار برای ما مهم است و اتفاقاً مرحوم آقای بروجردی هم راجع به این مساله نظر داشتند، اینکه ما تمام ذهن و فکر خودمان را از مسائل و مرتکزات عرفی و از تمام آن خصوصیات و جوانبی که مورد سوال و جواب کلام راوی با امام علیه السلام است، ذهن خودمان را ببندیم و فقط متوجه یک روایت بشویم، روایت آمده لاتعاد الصلاة الا من خمسه پس بنابراین مستثنی در اینجا محفوظ، مستثنی منه در اینجا محفوظ، غیر از خمسه همه چیز باید از بین برود و بعد بیاییم اشکال کنیم که چرا امام علیه السلام لاتعاد الصلاة الا من تسعه نفرموده؟ مگر نیت و تکبیر و اینها جزو ارکان نیست و متفقٌ علیه و اجماعی بین مسلمین هست که خلل به رکن یا زیادی به رکن، این موجب بطلان صلاة است. بعد در اینجا در کلام امام خدشه وارد کنیم و بگوییم نه این خلاف بلاغت است! چطور که بعضیها میآیند و چه بسا اشکال میکنند که این خلاف بلاغت است که امام علیه السلام بیاید لاتعاد الصلاة الا من خمسه بگوید خب چه اشکالی دارد بگوید لاتعاد الصلاة من تسعه؟

