جلسه ۱۰۵
2در صحیحۀ بزنطی عن الرضا علیه السلام هم همین مساله هست. اینی که میگوید قال له رجل نسی ان یکبر حضرت میفرماید أجزء، این هم همین است. یعنی بیخود خیال میکند که نسی، این در واقع کَبَّرَ. منتهی حضرت نمیگویند به او که نه بیخود خیال میکنی، میگویند أجزء، اینکه نیتش این بود که نماز را بخواند با تکبیرة الاحرام، حالا در واقع تکبیرة الاحرام را گفته، حالا مثلاً یادش نیست یعنی در نسیانش دچار نسیان شده و اشتباه شده اما نه اینکه...
و دلیل بر این مطلب یعنی اینکه دیگر مساله را تمام میکند در اینجا این است که صحیحه عن احدهما علیه السلام است اذ استیقن انه لم یکبر فلیعد ولکن کیف یستیقن؟ این روایت بسیار روایت عالیه و عجیبی است برای ما. اگر یقین دارد لم یکبر این فلیعد باید اعاده کند. بعد حضرت در اینجا میفرمایند اما این از کجا یقین دارد؟ یعنی بر حسب عرف و عادت، قاعدتاً هر کس بخواهد نماز بخواند تکبیر میگوید. اینی که یقین داشته باشد واقعاً، یعنی قسم حضرت عباس که این تکبیر را نگفته، بله اگر این طور باشد باید اعاده کند آن وقت این دیگر منافاتی با این اجماع بر تکبیرة الاحرام و اینها ندارد.
اما آمدیم سراغ قیام عند التکبیر، قیام عند تکبیر روایتی که دلالت بر وجوبش میکند صحیحۀ سلیمان بن خالد است عن الصادق علیه السلام اذا ادرک الامام و هو راکع، کبَّرَ الرجل و هو مقیم سلبه ثم رکع قبل ان یرفع الامام رأسه فقد ادرک الرکعة روایت هم روایت صحیح است. این یک مساله.
مطلب دیگر اینکه صحیحه عن الصادق علیه السلام است که حضرت میفرمایند ان القیام فی الرکن رکنٌ این دیگر تصریح بر این است که جهت رکنیت در هنگام رکن باید لحاظ شود چون تکبیرة الاحرام رکن است و قیام در تکبیرة الاحرام رکن به حساب میآید.
فقهاء در مورد قیام در تکبیرة الاحرام، بعضیها جزئیتی سوای جزئیت فی اصل الصلاة در اینجا قائل نشدند. در مبسوط و در خلاف، در اینجا دارد که وقتی که شخص تکبیر بگوید ولو در حال انحناء هم میخواهد باشد این کفایت میکند، لازم نیست آن قیام قیام به تمام باشد. در معتبر هم که میفرماید و هو حسنٌ این فتوا فتوای حسنی هست در اینجا.

