جلسه ۱۰۴
7در اینجا آنچه که مد نظر هست برای آنها این سه جهت هست، این سه جهتی که خیلی مهم است، که خب نصارا لحم خنزیر میخوردند ولی نصارا کلب نمیخورند یا مثلاً خون، اینها مبالاتی ندارند به اینکه خون حیوانات را آب نکشند و با همان سر حیوان را میبرّند یا خفه کنند آن حیوان را به یک نحوی که موجب اماتۀ آن شود و بعد همان را به همان کیفیت بخورند. خب طبعاً دم هم در این حیوان هست دیگر. یا میته را هم هیچ اشکالی آنها نمیکنند که به یک نحوی غیر از ذبح شرعی، این حیوان بمیرد نه اینکه حالا یک حیوانی که بمیرد بعد از یک ماه بیایند بخورند که این حیوان به طور کلی اصلاً متعفن شده باشد، نه، آنچه که میته بر آن صدق میکند ولو به غیر ذبح شرعی، اینها مواردی است که قابل اکل است یعنی میشود اینها را خورد، شارع روی اینها نظر دارد، خصوص اینها، یعنی در مقام عنایت به موضوع، شارع میگوید قُلْ لاٰ أَجِدُ... إِلاّٰ ... البته آن مواردی که خودش خارج است، فرض کنید شارع بیاید بگوید که قل لا اجد علی طاعم الا عن یکون دما او تراباً خب کسی تراب که نمیخورد، خاک کسی نمیخورد، مثلاً او حدیداً کسی بیاید آهن گاز بزند فرض کنید که بخورد! دیگر آهن را کسی نمیآید بخورد که حالا شارع بیاید... یا درخت بیاید بخورد فرض کنید چوب درخت را ...! این اصلاً از بلاغت خارج است خروج موضوعی دارد که شارع بیاید همۀ موارد را بخواهد ذکر کند.
در اینجا اختلاف در روایتی که هست دارد که لاتعاد الصلاة الا من خمس الوقت و القبلة و الطهور و الرکوع و السجود. خب بیان یک همچنین حکمی به عنوان مستثنی و مستثنی منه، این افادۀ حصر میکند لاتعاد الا...، خب این قضیه چیست؟ در حالی که ما میبینیم اجماعی است که همۀ فقهاء فتوا دادند، اجماعی است بر اینکه چهار رکن دیگر هم مبطل صلاة است، یکی نیت است و یکی تکبیرة الاحرام است و یکی قیام در تکبیرة الاحرام و همین طور قیام قبل از رکوع، این است، خب این چه است؟ لذا بعضیها آمدند جمع بین این روایت و اینها را کردند گفتند خب این اشکال ندارد، هر دو مثبتین هستند. خب در این روایات پنج مورد، خمسة موارد، ذکر میشود در روایات دیگر چهار مورد دیگر اضافه میشود. روایاتی که در مورد نیت است و یا راجع به تکبیرة الاحرام است و اینها. پس بنابراین لاتعاد الصلاة الا من تسعه میشود، پنج مورد این موارد است که ذکر شد و اربعة موارد هم برای نیت و اینها میشود.

